sophists

[ایالات متحده]/ˈsɒfɪst/
[بریتانیا]/ˈsɑːfɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که از استدلال‌های نادرست استفاده می‌کند، اغلب با هدف فریب دادن؛ یک دانشمند یا فیلسوف، به ویژه در یونان باستان

عبارات و ترکیب‌ها

sophist argument

استدلال فرصت‌طلبانه

sophist reasoning

استدلال فرصت‌طلبانه

sophist tactics

تاکتیک‌های فرصت‌طلبانه

sophist logic

منطق فرصت‌طلبانه

sophist claims

ادعاهای فرصت‌طلبانه

sophist style

سبک فرصت‌طلبانه

sophist techniques

تکنیک‌های فرصت‌طلبانه

sophist philosophy

فلسفه فرصت‌طلبانه

sophist discourse

گفتمان فرصت‌طلبانه

sophist perspective

دیدگاه فرصت‌طلبانه

جملات نمونه

the sophists of ancient greece were known for their clever arguments.

سوفیست‌های یونان باستان به دلیل استدلال‌های زیرکانه خود مشهور بودند.

many consider him a sophist because of his ambiguous reasoning.

بسیاری او را به دلیل استدلال مبهمش یک سوفیست می‌دانند.

she used sophist tactics to win the debate.

او از تاکتیک‌های سوفیستی برای برنده شدن در بحث استفاده کرد.

the sophist's arguments often confused the audience.

استدلال‌های سوفیست اغلب مخاطبان را گیج می‌کرد.

he admired the sophist's ability to persuade others.

او توانایی سوفیست در متقاعد کردن دیگران را تحسین می‌کرد.

in philosophy, being a sophist can lead to misunderstandings.

در فلسفه، بودن یک سوفیست می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the sophist claimed that truth is subjective.

سوفیست ادعا کرد که حقیقت ذهنی است.

her sophist approach to the problem raised many questions.

رویکرد سوفیسته‌وار او به مسئله سوالات زیادی را ایجاد کرد.

he felt like a sophist when he twisted the facts.

وقتی او واقعیت‌ها را تحریف کرد، احساس کرد که یک سوفیست است.

some believe that modern advertising is a form of sophist rhetoric.

برخی معتقدند که تبلیغات مدرن نوعی خطابه سوفیستی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید