soppier

[ایالات متحده]/ˈsɒpiə/
[بریتانیا]/ˈsɑːpiər/

ترجمه

adj. بیش از حد احساسی یا عاطفی به گونه‌ای که مناسب تلقی نمی‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

soppier than usual

معمولاً نرم‌تر

soppier moments

لحظات نرم‌تر

soppier scenes

صحنه‌های نرم‌تر

soppier stories

داستان‌های نرم‌تر

soppier endings

پایان‌های نرم‌تر

soppier songs

آهنگ‌های نرم‌تر

soppier expressions

عبارات نرم‌تر

soppier dialogue

گفتگوی نرم‌تر

soppier themes

مضامین نرم‌تر

soppier characters

شخصیت‌های نرم‌تر

جملات نمونه

he became soppier after watching that romantic movie.

او بعد از تماشای آن فیلم عاشقانه بیشتر احساساتی شد.

she often finds herself getting soppier during family gatherings.

او اغلب در گردهمایی‌های خانوادگی احساساتی می‌شود.

his soppier side comes out when he talks about his childhood.

جنبه احساسی او زمانی که درباره کودکی‌اش صحبت می‌کند، آشکار می‌شود.

they laughed at how soppier he got during the wedding.

آنها به این موضوع خندیدند که او در طول عروسی چقدر احساساتی شد.

the soppier moments in the book made her cry.

لحظات احساسی کتاب باعث شد او اشک بریزد.

he tries to hide his soppier feelings from his friends.

او سعی می‌کند احساسات احساسی خود را از دوستانش پنهان کند.

she enjoys the soppier songs during the holidays.

او از آهنگ‌های احساسی در تعطیلات لذت می‌برد.

his soppier personality shines through when he's with his kids.

وقتی با بچه‌هایش است، شخصیت احساسی او به خوبی نمایان می‌شود.

they always tease him for being the soppier one in the group.

آنها همیشه او را به خاطر اینکه احساسی‌ترین فرد در گروه است، دست می‌اندازند.

after the breakup, he became even soppier than before.

بعد از جدایی، او حتی بیشتر از قبل احساساتی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید