hot souses
سسهای تند
sweet souses
سسهای شیرین
tasty souses
سسهای خوشمزه
spicy souses
سسهای تند و آتشین
souses served
سسهای سرو شده
souses available
سسهای موجود
various souses
سسهای متنوع
exotic souses
سسهای egzotik
souses recipe
دستور تهیه سس
homemade souses
سسهای خانگی
she souses her salad with a tangy vinaigrette.
او سالاد خود را با یک سرکهی تند و خوشمزه مزهدار میکند.
he souses his fries in ketchup before eating.
او سیبزمینی سرخکرده خود را قبل از خوردن در سس کچاپ میریزد.
they souse the chicken in a spicy marinade overnight.
آنها مرغ را در یک طعمدهنده تند و معطر یک شبه میخوابانند.
she always souses her tacos with extra salsa.
او همیشه تاکوهای خود را با سس سالسا اضافی مزهدار میکند.
he likes to souse his vegetables in olive oil.
او دوست دارد سبزیجات خود را در روغن زیتون مزهدار کند.
they souse their seafood dishes with lemon juice.
آنها غذاهای دریایی خود را با آب لیمو مزهدار میکنند.
she souses her pancakes with maple syrup.
او پنکیکهای خود را با شربت افرا مزهدار میکند.
he souses his sandwiches with mustard for extra flavor.
او ساندویچهای خود را برای طعم بیشتر با خردل مزهدار میکند.
they often souse their rice with soy sauce.
آنها اغلب برنج خود را با سس سویا مزهدار میکنند.
she souses her fruit salad with a honey dressing.
او سالاد میوههای خود را با یک سس عسل مزهدار میکند.
hot souses
سسهای تند
sweet souses
سسهای شیرین
tasty souses
سسهای خوشمزه
spicy souses
سسهای تند و آتشین
souses served
سسهای سرو شده
souses available
سسهای موجود
various souses
سسهای متنوع
exotic souses
سسهای egzotik
souses recipe
دستور تهیه سس
homemade souses
سسهای خانگی
she souses her salad with a tangy vinaigrette.
او سالاد خود را با یک سرکهی تند و خوشمزه مزهدار میکند.
he souses his fries in ketchup before eating.
او سیبزمینی سرخکرده خود را قبل از خوردن در سس کچاپ میریزد.
they souse the chicken in a spicy marinade overnight.
آنها مرغ را در یک طعمدهنده تند و معطر یک شبه میخوابانند.
she always souses her tacos with extra salsa.
او همیشه تاکوهای خود را با سس سالسا اضافی مزهدار میکند.
he likes to souse his vegetables in olive oil.
او دوست دارد سبزیجات خود را در روغن زیتون مزهدار کند.
they souse their seafood dishes with lemon juice.
آنها غذاهای دریایی خود را با آب لیمو مزهدار میکنند.
she souses her pancakes with maple syrup.
او پنکیکهای خود را با شربت افرا مزهدار میکند.
he souses his sandwiches with mustard for extra flavor.
او ساندویچهای خود را برای طعم بیشتر با خردل مزهدار میکند.
they often souse their rice with soy sauce.
آنها اغلب برنج خود را با سس سویا مزهدار میکنند.
she souses her fruit salad with a honey dressing.
او سالاد میوههای خود را با یک سس عسل مزهدار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید