sows seeds
کاشت بذر
sows doubt
کاشت تردید
sows discord
کاشت اختلاف
sows chaos
کاشت هرج و مرج
sows fear
کاشت ترس
sows trouble
کاشت زحمت
sows joy
کاشت شادی
sows love
کاشت عشق
sows harmony
کاشت هماهنگی
sows hope
کاشت امید
the farmer sows seeds in the spring.
کشیش در بهار بذر میکارد.
she sows doubt in his mind.
او تردید را در ذهن او میکارد.
he sows ideas for future projects.
او ایدههایی برای پروژههای آینده میکارد.
the gardener sows flowers every year.
باغبانی هر سال گل میکارد.
they sow hope in their community.
آنها امید را در جامعه خود میکارد.
she sows joy wherever she goes.
او شادی را هر جا که میرود میکارد.
the teacher sows knowledge in her students.
معلم دانش را در دانشآموزان خود میکارد.
he sows the seeds of change.
او بذرهای تغییر را میکارد.
farmers carefully sow their crops.
کشیشان با دقت محصولات خود را میکارد.
she sows the thoughts of innovation.
او افکار نوآوری را میکارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید