sows

[ایالات متحده]/səʊz/
[بریتانیا]/soʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بذر کاشتن; القا کردن; برانگیختن; پخش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sows seeds

کاشت بذر

sows doubt

کاشت تردید

sows discord

کاشت اختلاف

sows chaos

کاشت هرج و مرج

sows fear

کاشت ترس

sows trouble

کاشت زحمت

sows joy

کاشت شادی

sows love

کاشت عشق

sows harmony

کاشت هماهنگی

sows hope

کاشت امید

جملات نمونه

the farmer sows seeds in the spring.

کشیش در بهار بذر می‌کارد.

she sows doubt in his mind.

او تردید را در ذهن او می‌کارد.

he sows ideas for future projects.

او ایده‌هایی برای پروژه‌های آینده می‌کارد.

the gardener sows flowers every year.

باغبانی هر سال گل می‌کارد.

they sow hope in their community.

آنها امید را در جامعه خود می‌کارد.

she sows joy wherever she goes.

او شادی را هر جا که می‌رود می‌کارد.

the teacher sows knowledge in her students.

معلم دانش را در دانش‌آموزان خود می‌کارد.

he sows the seeds of change.

او بذرهای تغییر را می‌کارد.

farmers carefully sow their crops.

کشیشان با دقت محصولات خود را می‌کارد.

she sows the thoughts of innovation.

او افکار نوآوری را می‌کارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید