spacewalked

[ایالات متحده]/ˈspeɪsˌwɔːkd/
[بریتانیا]/ˈspeɪsˌwɔkt/

ترجمه

n. عمل راه رفتن در فضا
v. راه رفتن در فضا خارج از فضاپیما

عبارات و ترکیب‌ها

spacewalked successfully

به طور موفقیت آمیز در فضا قدم زد

spacewalked together

همراه با یکدیگر در فضا قدم زدند

spacewalked outside

در خارج از ایستگاه فضایی قدم زد

spacewalked yesterday

دیروز در فضا قدم زد

spacewalked for hours

ساعتی در فضا قدم زد

spacewalked in pairs

به صورت جفتی در فضا قدم زدند

spacewalked with ease

با سهولت در فضا قدم زد

spacewalked before lunch

قبل از ناهار در فضا قدم زد

spacewalked at night

در شب در فضا قدم زد

spacewalked around earth

اطراف زمین در فضا قدم زد

جملات نمونه

the astronaut spacewalked outside the international space station.

فضانورد در خارج از ایستگاه فضایی بین‌المللی قدم زد.

during the mission, they spacewalked to repair the satellite.

در طول ماموریت، آنها برای تعمیر ماهواره قدم زدند.

she spacewalked for the first time and felt weightless.

او برای اولین بار قدم زد و احساس بی‌وزنی کرد.

the team spacewalked to conduct experiments in zero gravity.

تیم برای انجام آزمایش‌ها در بی‌وزنی قدم زد.

he spacewalked for hours, enjoying the view of earth.

او ساعت‌ها قدم زد و از منظره زمین لذت برد.

they spacewalked to install new equipment on the station.

آنها برای نصب تجهیزات جدید روی ایستگاه قدم زدند.

after training, she was ready to spacewalk on her own.

پس از آموزش، او آماده بود تا به تنهایی قدم بزند.

the mission required them to spacewalk multiple times.

ماموریت مستلزم این بود که آنها چندین بار قدم بزنند.

he spacewalked in a specially designed suit to ensure safety.

او برای اطمینان از ایمنی، با لباس مخصوص طراحی شده قدم زد.

they documented their experiences while they spacewalked.

آنها تجربیات خود را در حالی که قدم می‌زدند، مستند کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید