spangling

[ایالات متحده]/ˈspæŋɡlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspæŋɡlɪŋ/

ترجمه

v. عمل پوشاندن یا تزئین چیزی با اشیاء کوچک درخشان برای ایجاد درخشش

عبارات و ترکیب‌ها

spangling stars

ستاره‌های درخشان

spangling lights

چراغ‌های درخشان

spangling jewels

جواهرات درخشان

spangling water

آب درخشان

spangling snow

برف درخشان

spangling diamonds

الماس‌های درخشان

spangling decorations

تزئینات درخشان

spangling fabric

پارچه درخشان

spangling sky

آسمان درخشان

spangling colors

رنگ‌های درخشان

جملات نمونه

the night sky was spangling with stars.

آسمان شب با ستاره‌ها می‌درخشید.

her dress was spangling under the party lights.

لباس او زیر نورهای مهمانی می‌درخشید.

the river was spangling with sunlight.

رودخانه با نور خورشید می‌درخشید.

the spangling decorations added charm to the event.

دکوراسیون‌های درخشان، جذابیت خاصی به رویداد بخشیدند.

we watched the spangling fireworks light up the sky.

ما تماشاگر آتش‌بازی‌های درخشان بودیم که آسمان را روشن می‌کردند.

the spangling diamonds caught everyone's attention.

الماس‌های درخشان توجه همه را به خود جلب کردند.

she wore a spangling necklace that sparkled beautifully.

او یک گردنبند درخشان به تن داشت که به زیبایی می‌درخشید.

the spangling ice crystals decorated the window.

بلورهای یخ درخشان، پنجره را تزئین کرده بودند.

the spangling sea reflected the colors of sunset.

دریاچه درخشان، رنگ‌های غروب خورشید را منعکس می‌کرد.

he admired the spangling lights of the city from above.

او از بالا، نورهای درخشان شهر را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید