sparged

[ایالات متحده]/spɑːdʒd/
[بریتانیا]/spɑrdʒd/

ترجمه

v. مایعی را به یک ماده اسپری یا تزریق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sparged air

هوا اسپری شده

sparged water

آب اسپری شده

sparged solution

محلول اسپری شده

sparged gas

گاز اسپری شده

sparged bubbles

حباب‌های اسپری شده

sparged reactor

راکتور اسپری شده

sparged mixture

مخلوط اسپری شده

sparged tank

تانک اسپری شده

sparged liquid

مایع اسپری شده

sparged column

ستون اسپری شده

جملات نمونه

the water was sparged with oxygen to enhance the fish's habitat.

آب با اکسیژن اسپج شد تا زیستگاه ماهی‌ها بهبود یابد.

during the experiment, the solution was sparged to remove impurities.

در طول آزمایش، محلول برای حذف ناخالصی ها اسپج شد.

we sparged the fermentation tank to increase yeast activity.

ما مخزن تخمیر را اسپج کردیم تا فعالیت مخمر افزایش یابد.

the gas was sparged into the liquid to improve mixing.

گاز برای بهبود مخلوط شدن به داخل مایع اسپج شد.

they sparged the reactor to ensure proper gas distribution.

آنها راکتور را اسپج کردند تا توزیع مناسب گاز را تضمین کنند.

the solution was sparged with nitrogen to prevent oxidation.

محلول با نیتروژن اسپج شد تا از اکسیداسیون جلوگیری شود.

before analysis, the sample was sparged to eliminate carbon dioxide.

قبل از تجزیه و تحلیل، نمونه برای حذف دی اکسید کربن اسپج شد.

to improve the reaction, we sparged the mixture with argon.

برای بهبود واکنش، ما مخلوط را با آرگون اسپج کردیم.

the sparged liquid showed better results in the test.

مایع اسپج شده نتایج بهتری در آزمایش نشان داد.

we sparged the culture medium to enhance bacterial growth.

ما محیط کشت را اسپج کردیم تا رشد باکتری ها بهبود یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید