sparkier

[ایالات متحده]/ˈspɑ:ki/
[بریتانیا]/'spɑrki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پرجنب و جوش و پر از انرژی

جملات نمونه

She has a sparky personality that lights up the room.

او شخصیتی پرانرژی و جذاب دارد که فضا را روشن می‌کند.

The sparky debate between the two politicians drew a large audience.

بحث پرشور بین دو سیاستمدار مخاطبان زیادی را به خود جذب کرد.

He always wears sparky clothing to stand out.

او همیشه لباس‌های جذاب و چشم‌نواز می‌پوشد تا از دیگران متمایز شود.

The sparky chemistry between the actors made the movie enjoyable.

شیمی پرشور بین بازیگران فیلم را لذت‌بخش کرد.

She has a sparky wit that keeps everyone entertained.

او طعنه‌ای پرانرژی دارد که همه را سرگرم می‌کند.

Their sparky banter showed their close friendship.

گفتگوی پرشور آن‌ها نشان‌دهنده دوستی نزدیکشان بود.

The team's sparky performance led them to victory.

عملکرد درخشان تیم آن‌ها را به پیروزی رساند.

The sparky collaboration between the two artists resulted in a stunning masterpiece.

همکاری پرشور بین دو هنرمند منجر به خلق یک شاهکار خیره‌کننده شد.

His sparky energy is contagious and motivates others around him.

انرژی پرشور او مسری است و دیگران را در اطرافش با انگیزه می‌کند.

The sparky atmosphere at the party made it a night to remember.

فضای پرشور در مهمانی آن را به یک شب به‌یادماندنی تبدیل کرد.

نمونه‌های واقعی

Whoa, whoa. Back up there, sparky.

وای وای. برگرد آنجا، جرقه‌زن.

منبع: Volume 3

Okay, sparky, and you know what?

باشه، جرقه‌زن، می‌دونی چی؟

منبع: Supernatural Season 2

So when BBC Radio 4s 'Science Stories' sent him to meet electricity expert Keith Bell, the conversation was, shall we say, sparky.

بنابراین وقتی برنامه 'Science Stories' رادیو ۴ بی‌بی‌سی او را برای ملاقات با متخصص برق کیت بل فرستاد، گفتگو، باید بگوییم، جرقه‌زن بود.

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید