spatulas

[ایالات متحده]/ˈspætjʊləz/
[بریتانیا]/ˈspætʃələz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزارهای استفاده شده برای مخلوط کردن یا پخش کردن؛ ابزار رنگ زدن یا خراشیدن؛ فشار دهنده زبان در پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

kitchen spatulas

کفگیرهای آشپزخانه

silicone spatulas

کفگیرهای سیلیکونی

wooden spatulas

کفگیرهای چوبی

large spatulas

کفگیرهای بزرگ

flat spatulas

کفگیرهای صاف

metal spatulas

کفگیرهای فلزی

spatulas set

ست کفگیر

spatulas collection

کلکسیون کفگیر

spatulas for baking

کفگیر برای پخت و پز

spatulas and spoons

کفگیر و قاشق

جملات نمونه

she used different spatulas for cooking and baking.

او از کفک‌های مختلف برای پخت و پز و پخت استفاده کرد.

silicone spatulas are great for non-stick pans.

کفک‌های سیلیکونی برای تابه های نچسب عالی هستند.

he flipped the pancakes with a large spatula.

او پنکیک ها را با یک کفک بزرگ برگرداند.

make sure to wash the spatulas after each use.

مطمئن شوید که کفک ها را بعد از هر بار استفاده بشویید.

she prefers wooden spatulas for stirring sauces.

او ترجیح می دهد از کفک های چوبی برای هم زدن سس ها استفاده کند.

spatulas come in various sizes and shapes.

کفک ها در اندازه ها و شکل های مختلف عرضه می شوند.

they bought a set of colorful spatulas for their kitchen.

آنها یک مجموعه کفک های رنگارنگ برای آشپزخانه خود خریدند.

using a spatula, she carefully spread the frosting on the cake.

با استفاده از یک کفک، او به آرامی خمیر شکلاتی را روی کیک پخش کرد.

he always keeps a spatula handy while grilling.

او همیشه در هنگام باربیکیو یک کفک در دسترس دارد.

spatulas are essential tools in any chef's kitchen.

کفک ها ابزارهای ضروری در آشپزخانه هر سرآشپزی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید