spays

[ایالات متحده]/speɪz/
[بریتانیا]/speɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تخمدان‌های یک حیوان ماده را برمی‌دارد

عبارات و ترکیب‌ها

spays for

پرداخت می‌کند

spays out

هزینه می‌کند

spays attention

توجه می‌کند

spays off

پرداخت می‌کند

spays well

خوب پرداخت می‌کند

spays dividends

پرداخت سود سهام می‌کند

spays respect

احترام می‌پردازد

spays homage

احترام می‌پردازد

spays taxes

مالیات پرداخت می‌کند

spays tribute

قسط پرداخت می‌کند

جملات نمونه

spays can help reduce the number of unwanted pets.

اسپری‌ها می‌توانند به کاهش تعداد حیوانات خانگی ناخواسته کمک کنند.

many shelters encourage spays to control the pet population.

بسیاری از سرپناهگاه‌ها تشویق به انجام اسپری برای کنترل جمعیت حیوانات خانگی می‌کنند.

spays are often recommended by veterinarians.

اسپری‌ها اغلب توسط دامپزشکان توصیه می‌شوند.

she decided to have her dog spayed to prevent health issues.

او تصمیم گرفت سگ خود را اسپری کند تا از مشکلات سلامتی جلوگیری کند.

spays can lead to a longer life for pets.

اسپری‌ها می‌توانند منجر به افزایش طول عمر حیوانات خانگی شوند.

it's important to discuss spays with your veterinarian.

مهم است که در مورد اسپری با دامپزشک خود مشورت کنید.

spays are a responsible choice for pet owners.

اسپری یک انتخاب مسئولانه برای صاحبان حیوانات خانگی است.

they offer discounts for spays at the local clinic.

آنها تخفیف برای اسپری در کلینیک محلی ارائه می‌دهند.

spays can reduce aggressive behavior in pets.

اسپری‌ها می‌توانند رفتار تهاجمی را در حیوانات خانگی کاهش دهند.

many communities have programs to promote spays.

بسیاری از جوامع برنامه‌هایی برای ترویج اسپری دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید