spectated

[ایالات متحده]/spɛkˈteɪtɪd/
[بریتانیا]/spɛkˈteɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به یک رویداد حضور یافت و تماشا کرد

عبارات و ترکیب‌ها

spectated event

رویداد تماشا شده

spectated match

مسابقه تماشا شده

spectated game

بازی تماشا شده

spectated performance

اجای تماشا شده

spectated competition

رقابت تماشا شده

spectated show

نمایش تماشا شده

spectated race

مسابقه سرعت تماشا شده

spectated tournament

تورنمنت تماشا شده

spectated exhibition

نمایشگاه تماشا شده

جملات نمونه

we spectated the thrilling basketball game last night.

ما بازی بسکتبال هیجان‌انگیز را شب گذشته تماشا کردیم.

many fans spectated the concert from the front row.

بسیاری از طرفداران کنسرت را از ردیف اول تماشا کردند.

the students spectated the science fair with great interest.

دانشجویان نمایشگاه علم را با علاقه زیاد تماشا کردند.

we spectated the parade as it moved down the street.

ما رژه نظامی را تماشا کردیم همانطور که در خیابان حرکت می‌کرد.

she spectated the theater performance with her friends.

او با دوستانش اجرای تئاتر را تماشا کرد.

the children spectated the magic show in awe.

کودکان با حیرت نمایش شعبده‌بازی را تماشا کردند.

he spectated the football match on a big screen.

او مسابقه فوتبال را روی صفحه نمایش بزرگ تماشا کرد.

they spectated the cycling event from the sidelines.

آنها رویداد دوچرخه سواری را از کنار زمین تماشا کردند.

we spectated the art exhibition and admired the paintings.

ما نمایشگاه هنری را تماشا کردیم و آثار نقاشی را تحسین کردیم.

the audience spectated the documentary with rapt attention.

تماشاگران مستند را با دقت زیاد تماشا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید