seen

[ایالات متحده]/siːn/
[بریتانیا]/siːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل مشاهده
v. دیده شده؛ فهمیده شده (قسمت گذشته see)

عبارات و ترکیب‌ها

have seen

دیده‌ام

never seen

هرگز ندیده ام

been seen

دیده شده

seen better

بهتر دیده شده

seen it

آن را دیده ام

seen before

قبلا دیده ام

seen around

اطراف را دیده ام

seen enough

دیگه کافی دیده ام

seen this

این را دیده ام

not seen

ندیده ام

جملات نمونه

i have seen better days.

من روزهای بهتری را دیده ام.

have you seen my keys?

آیا کلیدهای من را دیده اید؟

she has seen many countries.

او بسیاری از کشورها را دیده است.

he has never seen such a beautiful sunset.

او هرگز چنین غروب خورشید زیبایی را ندیده است.

they have seen the movie twice.

آنها دو بار فیلم را دیده اند.

i've seen this book before.

من قبلاً این کتاب را دیده ام.

have you seen the latest news?

آیا اخبار جدید را دیده اید؟

we have seen great improvements.

ما پیشرفت های بزرگی را دیده ایم.

she has seen the error in her ways.

او اشتباه خود را دیده است.

i've seen this pattern before.

من قبلاً این الگو را دیده ام.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید