| جمع | speechifiers |
great speechifier
سخنران عالی
public speechifier
سخنران عمومی
skilled speechifier
سخنران ماهر
motivational speechifier
سخنران انگیزهبخش
dynamic speechifier
سخنران پویای
effective speechifier
سخنران موثر
talented speechifier
سخنران با استعداد
inspiring speechifier
سخنران الهامبخش
professional speechifier
سخنران حرفهای
emotional speechifier
سخنران احساسی
the speechifier captivated the audience with his powerful words.
سخنسنج، حاضران را با سخنان قدرتمند خود مجذوب کرد.
as a speechifier, she knew how to engage her listeners.
به عنوان سخنسنج، او می دانست چگونه شنوندگان خود را درگیر کند.
the speechifier delivered a compelling argument on climate change.
سخنسنج، یک استدلال قانع کننده در مورد تغییرات آب و هوایی ارائه داد.
he aspired to be a great speechifier and inspire others.
او آرزو داشت سخنسنج بزرگی باشد و دیگران را الهام بخشد.
the speechifier used anecdotes to illustrate his points.
سخنسنج از حکایت ها برای نشان دادن نکات خود استفاده کرد.
many people admire her skills as a speechifier.
بسیاری از مردم مهارت های او به عنوان سخنسنج را تحسین می کنند.
being a successful speechifier requires practice and confidence.
یک سخنسنج موفق بودن نیاز به تمرین و اعتماد به نفس دارد.
the speechifier's charisma made the event unforgettable.
جاذبه سخنسنج باعث شد این رویداد فراموش نشود.
she was recognized as an exceptional speechifier at the conference.
او به عنوان سخنسنجی استثنایی در کنفرانس شناخته شد.
his reputation as a speechifier grew after his last presentation.
شهرت او به عنوان سخنسنج پس از آخرین ارائه او افزایش یافت.
great speechifier
سخنران عالی
public speechifier
سخنران عمومی
skilled speechifier
سخنران ماهر
motivational speechifier
سخنران انگیزهبخش
dynamic speechifier
سخنران پویای
effective speechifier
سخنران موثر
talented speechifier
سخنران با استعداد
inspiring speechifier
سخنران الهامبخش
professional speechifier
سخنران حرفهای
emotional speechifier
سخنران احساسی
the speechifier captivated the audience with his powerful words.
سخنسنج، حاضران را با سخنان قدرتمند خود مجذوب کرد.
as a speechifier, she knew how to engage her listeners.
به عنوان سخنسنج، او می دانست چگونه شنوندگان خود را درگیر کند.
the speechifier delivered a compelling argument on climate change.
سخنسنج، یک استدلال قانع کننده در مورد تغییرات آب و هوایی ارائه داد.
he aspired to be a great speechifier and inspire others.
او آرزو داشت سخنسنج بزرگی باشد و دیگران را الهام بخشد.
the speechifier used anecdotes to illustrate his points.
سخنسنج از حکایت ها برای نشان دادن نکات خود استفاده کرد.
many people admire her skills as a speechifier.
بسیاری از مردم مهارت های او به عنوان سخنسنج را تحسین می کنند.
being a successful speechifier requires practice and confidence.
یک سخنسنج موفق بودن نیاز به تمرین و اعتماد به نفس دارد.
the speechifier's charisma made the event unforgettable.
جاذبه سخنسنج باعث شد این رویداد فراموش نشود.
she was recognized as an exceptional speechifier at the conference.
او به عنوان سخنسنجی استثنایی در کنفرانس شناخته شد.
his reputation as a speechifier grew after his last presentation.
شهرت او به عنوان سخنسنج پس از آخرین ارائه او افزایش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید