speechmaker

[ایالات متحده]/ˈspiːtʃˌmeɪ.kər/
[بریتانیا]/ˈspiːtʃˌmeɪ.kɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که سخنرانی می‌کند؛ سخنران یا خطیب

عبارات و ترکیب‌ها

great speechmaker

سخنرانی‌کنندهٔ بزرگ

skilled speechmaker

سخنرانی‌کنندهٔ ماهر

talented speechmaker

سخنرانی‌کنندهٔ با استعداد

effective speechmaker

سخنرانی‌کنندهٔ مؤثر

inspiring speechmaker

سخنرانی‌کنندهٔ الهام‌بخش

prominent speechmaker

سخنرانی‌کنندهٔ برجسته

renowned speechmaker

سخنرانی‌کنندهٔ مشهور

dynamic speechmaker

سخنرانی‌کنندهٔ پویای

confident speechmaker

سخنرانی‌کنندهٔ با اعتماد به نفس

charismatic speechmaker

سخنرانی‌کنندهٔ کاریزماتیک

جملات نمونه

the speechmaker captivated the audience with his powerful words.

سخنساز با سخنان قدرتمندش مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she was known as a skilled speechmaker at the conference.

او در کنفرانس به عنوان یک سخنساز ماهرشناخته می شد.

the speechmaker delivered a motivational speech that inspired many.

سخنساز سخنرانی انگیزشی ارائه داد که الهام بخش بسیاری شد.

every great speechmaker has a unique style.

هر سخنساز بزرگ سبکی منحصر به فرد دارد.

the young speechmaker impressed the judges with her confidence.

سخنساز جوان با اعتماد به نفس خود داوران را تحت تاثیر قرار داد.

he trained to become a better speechmaker through practice.

او از طریق تمرین برای تبدیل شدن به یک سخنساز بهتر آموزش دید.

the speechmaker used humor to engage the crowd.

سخنساز از طنز برای جلب توجه جمعیت استفاده کرد.

being a successful speechmaker requires preparation and passion.

یک سخنساز موفق بودن نیازمند آمادگی و اشتیاق است.

the speechmaker's message resonated with many people.

پیام سخنساز با بسیاری از مردم همخوانی داشت.

after years of practice, he became a renowned speechmaker.

پس از سال‌ها تمرین، او به یک سخنساز مشهور تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید