sphenoids

[ایالات متحده]/ˈsfiːnɔɪd/
[بریتانیا]/ˈsfiːnɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استخوان سفالوی; استخوان پتریگوئید; استخوان مثلثی
adj. به شکل مثلثی

عبارات و ترکیب‌ها

sphenoid bone

استخوان مجرای چشم

sphenoid sinus

سینوس اسفنوئید

sphenoid process

نسل مجرای چشم

sphenoid wing

باله اسفنوئید

sphenoid fossa

فرورفتگی اسفنوئید

sphenoid region

منطقه اسفنوئید

sphenoid fracture

شکستگی اسفنوئید

sphenoid tumor

تومور اسفنوئید

sphenoid articulation

مفصل اسفنوئید

sphenoid anatomy

آناتومی اسفنوئید

جملات نمونه

the sphenoid bone is located at the base of the skull.

استخوان سبنفوئید در قاعده جمجمه قرار دارد.

doctors often examine the sphenoid sinus during a ct scan.

پزشکان اغلب حنجره سبنفوئید را در طول اسکن سی تی بررسی می‌کنند.

injuries to the sphenoid can lead to serious complications.

آسیب به سبنفوئید می‌تواند منجر به عوارض جدی شود.

the sphenoid is shaped like a butterfly.

سبنفوئید به شکل پروانه است.

understanding the sphenoid's anatomy is crucial for surgery.

درک آناتومی سبنفوئید برای جراحی بسیار مهم است.

the sphenoid bone articulates with several other skull bones.

استخوان سبنفوئید با چندین استخوان جمجمه دیگر مفصل دارد.

some headaches may originate from issues related to the sphenoid.

برخی از سردردها ممکن است از مشکلات مربوط به سبنفوئید نشأت بگیرند.

radiologists often focus on the sphenoid region in imaging studies.

متخصصان رادیولوژی اغلب در مطالعات تصویربرداری بر روی ناحیه سبنفوئید تمرکز می‌کنند.

in anatomy class, we studied the role of the sphenoid bone.

در کلاس آناتومی، نقش استخوان سبنفوئید را مطالعه کردیم.

the sphenoid bone is critical for cranial stability.

استخوان سبنفوئید برای ثبات جمجمه بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید