spherule

[ایالات متحده]/ˈsfɪəruːl/
[بریتانیا]/ˈsfɪrjuːl/

ترجمه

n. یک جسم کروی کوچک؛ در پزشکی، یک ساختار کروی کوچک
شکل‌های واژه
جمعspherules

عبارات و ترکیب‌ها

spherule formation

تشکیل کره

spherule size

اندازه کره

spherule analysis

تجزیه و تحلیل کره

spherule distribution

توزیع کره

spherule characteristics

ویژگی‌های کره

spherule behavior

رفتار کره

spherule structure

ساختار کره

spherule composition

ترکیب کره

spherule properties

خواص کره

spherule identification

شناسایی کره

جملات نمونه

the scientist observed a tiny spherule under the microscope.

دانشمند یک کروی کوچک را زیر میکروسکوپ مشاهده کرد.

the spherule's unique structure fascinated the researchers.

ساختار منحصر به فرد کروی محققان را مجذوب خود کرد.

they collected spherules from the volcanic site for analysis.

آنها کروی ها را از محل آتشفشانی برای تجزیه و تحلیل جمع آوری کردند.

the meteorite contained several spherules of different sizes.

شهاب سنگ حاوی چندین کروی با اندازه های مختلف بود.

each spherule had distinct chemical properties.

هر کروی دارای خواص شیمیایی متمایز بود.

they formed spherules as a result of the intense heat.

آنها به دلیل گرمای شدید کروی ها را تشکیل دادند.

the spherule's surface was covered in a shiny coating.

سطح کروی با یک پوشش براق پوشیده شده بود.

she used a laser to measure the diameter of the spherule.

او از لیزر برای اندازه گیری قطر کروی استفاده کرد.

in geology, spherules can indicate past volcanic activity.

در زمین شناسی، کروی ها می توانند نشان دهنده فعالیت های آتشفشانی گذشته باشند.

the formation of spherules is a key aspect of the study.

تشکیل کروی ها یک جنبه کلیدی مطالعه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید