bead

[ایالات متحده]/biːd/
[بریتانیا]/biːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعه کوچک ماده، مانند شیشه، پلاستیک یا چوب، که برای نخی کردن سوراخ شده است
vi. به شکل کوچک و گرد درآوردن؛ حباب تشکیل دادن
vt. با مروارید تزئین کردن؛ به هم نخ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

bead necklace

گردنبند مهره

wooden bead bracelet

دستبند مهره چوبی

glass bead earrings

گوشواره مهره شیشه ای

glass bead

مهره شیشه ای

draw bead

کشیدن مهره

bead welding

جوشکاری مهره

weld bead

مهره جوش

bead wire

سیم مهره

back bead

مهره پشتی

جملات نمونه

She carefully threaded the beads onto the string.

او با دقت مهره‌ها را به نخ رشت.

He wore a bracelet adorned with colorful beads.

او یک دستبند مزین به مهره‌های رنگارنگ پوشید.

The necklace was made of tiny seed beads.

گردنبند از مهره‌های کوچک دانه ساخته شده بود.

The curtains were decorated with beaded tassels.

پرده‌ها با رشته‌های مهره‌ای تزئین شده بودند.

She found a beautiful beaded gown for the party.

او یک لباس زیبا با مهره برای مهمانی پیدا کرد.

The rosary is made up of a string of beads.

گلاب از یک رشته مهره تشکیل شده است.

The artisan carefully crafted each bead by hand.

صنعتگر با دقت هر مهره را با دست ساخت.

The beaded curtain added a touch of elegance to the room.

پرده مهره‌ای کمی از ظرافت را به اتاق اضافه کرد.

She strung the beads together to make a beautiful bracelet.

او مهره‌ها را به هم ردیف کرد تا یک دستبند زیبا بسازد.

The traditional dress was embellished with intricate beadwork.

لباس سنتی با گلدوزی مهره پیچیده تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید