spiles

[ایالات متحده]/spaɪl/
[بریتانیا]/spaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پلاگ چوبی یا لوله؛ لوله یا لوله‌ای که درون یک ظرف قرار می‌گیرد
v. با یک spile پلاگ یا حمایت کردن؛ سوراخ کوچکی ایجاد کردن؛ یک spile وارد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

spile tap

چراغ اسپایل

spile hole

سوراخ اسپایل

spile wood

چوب اسپایل

spile pipe

لوله اسپایل

spile fitting

اتصال اسپایل

spile system

سیستم اسپایل

spile gauge

اندازه اسپایل

spile joint

اتصال اسپایل

spile valve

شیر اسپایل

spile drain

دفع اسپایل

جملات نمونه

we need to spile the tree to collect the sap.

ما نیاز داریم درخت را سایل کنیم تا صمغ را جمع‌آوری کنیم.

he carefully placed the spile into the bark.

او با دقت سایل را در پوست درخت قرار داد.

the farmer showed us how to install a spile.

کشاورز به ما نشان داد چگونه یک سایل نصب کنیم.

after spiling, the sap will start to flow.

پس از سایل کردن، صمغ شروع به جریان خواهد کرد.

make sure to clean the spile before use.

مطمئن شوید که سایل را قبل از استفاده تمیز کنید.

they used a spile to tap the maple tree.

آنها از یک سایل برای برداشتن شیره درخت افرا استفاده کردند.

spiling is an essential part of syrup production.

سایل کردن بخش ضروری تولید شربت است.

he explained the process of spiling to the children.

او روند سایل کردن را برای کودکان توضیح داد.

we watched as they spiled the trees in the orchard.

ما تماشا کردیم که آنها درختان را در باغ سایل می‌کنند.

the spile needs to be replaced after several uses.

سایل باید پس از چند بار استفاده تعویض شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید