spinacia

[ایالات متحده]/spɪˈneɪʃə/
[بریتانیا]/spɪˈneɪʃə/

ترجمه

n. یک جنس از گیاهان در خانواده آمارانت، که به طور معمول به عنوان اسفناج شناخته می‌شود
Word Forms
جمعspinacias

عبارات و ترکیب‌ها

spinacia leaf

برگ اسفناکیا

spinacia salad

سالاد اسفناکیا

spinacia soup

سوپ اسفناکیا

spinacia recipe

دستور العمل اسفناکیا

spinacia smoothie

اسموتی اسفناکیا

spinacia nutrition

تغذیه اسفناکیا

spinacia benefits

فواید اسفناکیا

spinacia harvest

برداشت اسفناکیا

spinacia variety

نوع اسفناکیا

spinacia cultivation

کشت اسفناکیا

جملات نمونه

spinacia is a great source of vitamins.

اسفناچیا منبع خوبی از ویتامین‌ها است.

many people enjoy eating spinacia in salads.

بسیاری از مردم از خوردن اسفناچیا در سالادها لذت می برند.

spinacia can be cooked in various ways.

اسفناچیا را می توان به روش های مختلف پخت.

spinacia is often used in mediterranean dishes.

اسفناچیا اغلب در غذاهای مدیترانه ای استفاده می شود.

adding spinacia to your diet can improve health.

افزودن اسفناچیا به رژیم غذایی شما می تواند سلامت را بهبود بخشد.

spinacia is rich in iron and calcium.

اسفناچیا سرشار از آهن و کلسیم است.

children often love spinacia when it's blended in smoothies.

کودکان اغلب اسفناچیا را دوست دارند وقتی در اسموتی ها مخلوط می شود.

spinacia can be grown in home gardens easily.

می توان اسفناچیا را به راحتی در باغ های خانگی پرورش داد.

spinacia is known for its health benefits.

اسفناچیا به دلیل فواید سلامتی آن شناخته شده است.

many cultures have traditional dishes featuring spinacia.

فرهنگ های زیادی غذاهای سنتی با اسفناچیا دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید