spirals

[ایالات متحده]/ˈspaɪrəlz/
[بریتانیا]/ˈspaɪrəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به صورت مارپیچ بالا رفتن یا پایین آمدن؛ به طور شدید افزایش یا کاهش یافتن
n. خطوط یا اشکال مارپیچ؛ بالا رفتن یا پایین آمدن مارپیچ

عبارات و ترکیب‌ها

spirals down

به سمت پایین مارپیچ

spirals up

به سمت بالا مارپیچ

spirals out

به بیرون مارپیچ

spirals inward

به سمت داخل مارپیچ

spirals of time

مارپیچ زمان

spirals of change

مارپیچ تغییر

spirals of energy

مارپیچ انرژی

spirals of thought

مارپیچ فکر

spirals of fate

مارپیچ سرنوشت

spirals of growth

مارپیچ رشد

جملات نمونه

the smoke spirals into the air.

دود به هوا صعود می‌کند.

the roller coaster spirals downwards.

قطار شهربازی به سمت پایین می‌چرخد.

her thoughts spirals out of control.

افکار او از کنترل خارج می‌شود.

the galaxy spirals in a beautiful pattern.

کهکشان در یک الگوی زیبا می‌چرخد.

the dancer spirals gracefully across the stage.

رقصنده به طور ظریف در صحنه می‌چرخد.

the water spirals down the drain.

آب به داخل فاضلوی چرخشی می‌رود.

the conversation spirals into a heated debate.

گفتگو به یک بحث داغ تبدیل می‌شود.

the wind spirals around the trees.

باد در اطراف درختان می‌چرخد.

the prices spirals higher every year.

قیمت‌ها هر سال بیشتر افزایش می‌یابد.

he spirals into a state of confusion.

او به حالت سردرگمی فرو می‌رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید