spitters

[ایالات متحده]/ˈspɪtə/
[بریتانیا]/ˈspɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که تف می‌کند; شخصی که گوشت را با سیخ کباب می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

spitter attack

حمله اسپاتر

spitter sound

صدای اسپاتر

spitter weapon

سلاح اسپاتر

spitter style

سبک اسپاتر

spitter effect

اثر اسپاتر

spitter type

نوع اسپاتر

spitter mode

حالت اسپاتر

spitter feature

ویژگی اسپاتر

spitter range

برد اسپاتر

جملات نمونه

the spitter at the carnival amazed everyone with his tricks.

آن اسپیتری که در کارناوال بود، با شعبده‌هایش همه را شگفت‌زده کرد.

many children were fascinated by the spitter's performance.

بسیاری از کودکان از هنرنمایی اسپيتر مسحور شدند.

the spitter can produce a variety of colorful sprays.

اسپيتر می‌تواند انواع مختلف اسپری‌های رنگارنگ تولید کند.

he was known as the best spitter in the competition.

او به عنوان بهترین اسپيتر در مسابقه شناخته می‌شد.

she practiced every day to become a skilled spitter.

او هر روز تمرین می‌کرد تا به یک اسپيتر ماهر تبدیل شود.

the spitter's show was the highlight of the event.

نمایش اسپيتر اوج رویداد بود.

he used a special technique to be a faster spitter.

او از یک تکنیک خاص برای تبدیل شدن به یک اسپيتر سریعتر استفاده کرد.

the audience cheered for the talented spitter.

تماشاگران برای اسپيتر با استعداد تشویق کردند.

after the show, the spitter signed autographs for fans.

پس از نمایش، اسپيتر برای طرفداران امضای خود را جمع‌آوری کرد.

the spitter's unique style set him apart from others.

سبک منحصر به فرد اسپيتر او را از دیگران متمایز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید