| جمع | coughers |
a chronic cougher
یک فرد مبتلا به سرفه مزمن
cougher's cough
سرفه فرد مبتلا
cougher detected
فرد مبتلا شناسایی شد
cougher's medicine
داروی فرد مبتلا
cougher nearby
فرد مبتلا در نزدیکی
cougher's corner
گوشه فرد مبتلا
cougher's remedy
درمان فرد مبتلا
the persistent cougher sat alone, wrapped in a blanket.
تکاکوک کننده پایدار به تنهایی نشسته بود و در یک پتو بسته شده بود.
he was a notorious cougher in the quiet library.
او در کتابخانه آرام یک تکاکوک کننده معروف بود.
the cougher apologized for disturbing the meeting.
تکاکوک کننده برای اینکه جلسه را به هم ریخته بود عذرخواهی کرد.
she warned the cougher to cover their mouth.
اوی تکاکوک کننده را هشدار داد تا دهان خود را پوشاند.
the cougher reached for a cough drop in their pocket.
تکاکوک کننده به جیب خود دست زد تا یک گلوله تکاکوک را بیابد.
the doctor suspected the cougher had bronchitis.
پزشک فکر میکرد تکاکوک کننده از برونشیت رنج میبرد.
he was a heavy smoker and a frequent cougher.
او یک سیگار کشیدنی زیاد و یک تکاکوک کننده متداول بود.
the cougher’s hacking kept everyone awake.
تکاکوک کنندهی او باعث میشد که همه بیدار بمانند.
the cougher took a sip of warm tea to soothe their throat.
تکاکوک کننده یک لقمه چای گرم را دریافت کرد تا گلوی خود را آرام کند.
the cougher used a handkerchief to cover their mouth.
تکاکوک کننده از یک دستکش برای پوشاندن دهان خود استفاده کرد.
the cougher’s condition seemed to be worsening.
وضعیت تکاکوک کننده به نظر میرسید بدتر میشود.
a chronic cougher
یک فرد مبتلا به سرفه مزمن
cougher's cough
سرفه فرد مبتلا
cougher detected
فرد مبتلا شناسایی شد
cougher's medicine
داروی فرد مبتلا
cougher nearby
فرد مبتلا در نزدیکی
cougher's corner
گوشه فرد مبتلا
cougher's remedy
درمان فرد مبتلا
the persistent cougher sat alone, wrapped in a blanket.
تکاکوک کننده پایدار به تنهایی نشسته بود و در یک پتو بسته شده بود.
he was a notorious cougher in the quiet library.
او در کتابخانه آرام یک تکاکوک کننده معروف بود.
the cougher apologized for disturbing the meeting.
تکاکوک کننده برای اینکه جلسه را به هم ریخته بود عذرخواهی کرد.
she warned the cougher to cover their mouth.
اوی تکاکوک کننده را هشدار داد تا دهان خود را پوشاند.
the cougher reached for a cough drop in their pocket.
تکاکوک کننده به جیب خود دست زد تا یک گلوله تکاکوک را بیابد.
the doctor suspected the cougher had bronchitis.
پزشک فکر میکرد تکاکوک کننده از برونشیت رنج میبرد.
he was a heavy smoker and a frequent cougher.
او یک سیگار کشیدنی زیاد و یک تکاکوک کننده متداول بود.
the cougher’s hacking kept everyone awake.
تکاکوک کنندهی او باعث میشد که همه بیدار بمانند.
the cougher took a sip of warm tea to soothe their throat.
تکاکوک کننده یک لقمه چای گرم را دریافت کرد تا گلوی خود را آرام کند.
the cougher used a handkerchief to cover their mouth.
تکاکوک کننده از یک دستکش برای پوشاندن دهان خود استفاده کرد.
the cougher’s condition seemed to be worsening.
وضعیت تکاکوک کننده به نظر میرسید بدتر میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید