spitz

[ایالات متحده]/spɪts/
[بریتانیا]/spɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نژادی از سگ با پوزه نوک تیز و گوش‌های ایستاده
Word Forms
جمعspitzs

عبارات و ترکیب‌ها

spitz dog

سگ اسپیتز

spitz breed

نژاد اسپیتز

spitz mix

مخلوط اسپیتز

spitz type

نوع اسپیتز

spitz face

چهره اسپیتز

spitz coat

پوشش اسپیتز

spitz tail

دم اسپیتز

spitz puppy

جوجه اسپیتز

spitz owner

صاحب اسپیتز

spitz training

آموزش اسپیتز

جملات نمونه

my friend has a beautiful spitz dog.

دوست من یک سگ اسپیتس زیبا دارد.

the spitz breed is known for its fluffy coat.

نژاد اسپیتس به خاطر پوشش پشمالوی خود مشهور است.

spitz dogs are very friendly and playful.

سگ‌های اسپیتس بسیار دوستانه و بازیگوش هستند.

we took our spitz to the dog park yesterday.

ما دیروز سگ اسپیتس خود را به پارک سگ‌ها بردیم.

training a spitz requires patience and consistency.

آموزش یک سگ اسپیتس نیاز به صبر و ثبات دارد.

she loves to dress her spitz in cute outfits.

او عاشق لباس پوشاندن سگ اسپیتس خود با لباس‌های زیبا است.

spitz dogs are great companions for families.

سگ‌های اسپیتس همراهان عالی برای خانواده‌ها هستند.

the spitz barked loudly at the mailman.

سگ اسپیتس با صدای بلند به پیکان زوزه کشید.

grooming a spitz is essential to maintain its coat.

آرايش دادن سگ اسپیتس برای حفظ پوشش آن ضروری است.

my spitz loves to play fetch in the backyard.

سگ اسپیتس من عاشق بازی آوردن توپ در حیاط پشتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید