splashproof

[ایالات متحده]/ˈsplæʃpruːf/
[بریتانیا]/ˈsplæʃpruːf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طراحی شده برای مقاومت در برابر پاشش مایع؛ کاملاً ضد آب نیست؛ (الکترونیک) مقاوم در برابر پاشش یا قطره مایع.

عبارات و ترکیب‌ها

splashproof design

طراحی ضد پاشش

splashproof coating

روکش ضد پاشش

splashproof case

محافظ ضد پاشش

splashproof phone

تلفن ضد پاشش

splashproof speaker

اسپیکر ضد پاشش

splashproof keyboard

صفحه کلید ضد پاشش

splashproof fabric

پارچه ضد پاشش

splashproof bag

کیف ضد پاشش

splashproof materials

مواد ضد پاشش

splashproof rating

امتیاز ضد پاشش

جملات نمونه

this phone case is splashproof, so it handles light rain and small spills.

این قاب گوشی ضد آب است، بنابراین در برابر باران‌های سبک و ریزش‌های کوچک مقاومت می‌کند.

the jacket has a splashproof finish that sheds water from sudden drizzle.

این ژاکت دارای روکش ضد آب است که آب را از باران‌های ناگهانی دفع می‌کند.

i bought a splashproof backpack cover to protect my laptop on commutes.

من یک روکش ضد آب برای کوله‌پشتی خریدم تا لپ‌تاپم را در طول مسیرها محافظت کند.

the kitchen speaker is splashproof and safe to use near the sink.

بلندگوی آشپزخانه ضد آب است و استفاده از آن در نزدیکی سینک ایمن است.

choose a splashproof camera bag for travel days with unpredictable weather.

یک کیف ضد آب برای دوربین انتخاب کنید، مخصوصاً در روزهای سفر با آب و هوای غیرقابل پیش‌بینی.

the smartwatch is splashproof, but i still avoid swimming with it.

ساعت هوشمند ضد آب است، اما هنوز از شنا با آن خودداری می‌کنم.

her makeup is splashproof, so it stays put during humid workouts.

آرایش او ضد آب است، بنابراین در طول تمرینات مرطوب در جای خود باقی می‌ماند.

this stroller canopy is splashproof and easy to wipe clean after a storm.

این سایه‌بان stroller ضد آب است و بعد از یک طوفان به راحتی تمیز می‌شود.

we need splashproof outdoor cushions for the patio during spring showers.

ما به بالشتک‌های فضای باز ضد آب برای پاسیو در طول باران‌های بهاری نیاز داریم.

the notebook has a splashproof cover, so coffee accidents are less stressful.

دفترچه یادداشت دارای یک جلد ضد آب است، بنابراین حوادث قهوه کمتر استرس‌زا هستند.

he installed a splashproof light fixture for the bathroom ceiling.

او یک چراغ ضد آب برای سقف حمام نصب کرد.

our splashproof tablecloth keeps the dining table protected during messy meals.

زیرپوستی ضد آب ما از محافظت از میز ناهارخوری در طول وعده‌های غذایی نامرتب محافظت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید