spleens

[ایالات متحده]/splɪːnz/
[بریتانیا]/splinz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلق بد، خشم، کینه

عبارات و ترکیب‌ها

remove spleens

برداشت طحال

spleens function

عملکرد طحال

spleens health

سلامت طحال

spleens size

اندازه طحال

spleens disease

بیماری طحال

spleens anatomy

آناتومی طحال

spleens removal

جراحی برداشتن طحال

spleens issues

مشکلات طحال

spleens role

نقش طحال

spleens transplant

پیوند طحال

جملات نمونه

doctors often examine spleens during routine check-ups.

پزشکان اغلب طحال را در طول معاینات روتین بررسی می‌کنند.

enlarged spleens can indicate underlying health issues.

طحال بزرگ‌شده می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات سلامتی زمینه‌ای باشد.

some diseases can affect the size of your spleens.

برخی از بیماری‌ها می‌توانند بر اندازه طحال شما تأثیر بگذارند.

she learned about the functions of spleens in her biology class.

او در کلاس زیست‌شناسی در مورد عملکردهای طحال یاد گرفت.

after the accident, the doctor had to remove his spleens.

پس از حادثه، پزشک مجبور شد طحال او را خارج کند.

healthy spleens play a crucial role in the immune system.

طحال‌های سالم نقش مهمی در سیستم ایمنی ایفا می‌کنند.

some people are born without spleens and can live normal lives.

برخی از افراد بدون طحال متولد می‌شوند و می‌توانند زندگی عادی داشته باشند.

regular check-ups can help monitor the health of your spleens.

معاینات منظم می‌تواند به ردیابی سلامت طحال شما کمک کند.

she was surprised to learn how important spleens are for filtering blood.

او از این که طحال‌ها برای فیلتر کردن خون چقدر مهم هستند، تعجب کرد.

doctors recommend a healthy diet to maintain the health of your spleens.

پزشکان توصیه می‌کنند برای حفظ سلامت طحال شما، یک رژیم غذایی سالم داشته باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید