hair splitters
تقسیمکنندگان مو
splitters' opinions
نظرات تقسیمکنندگان
splitters argue
تقسیمکنندگان بحث میکنند
we used commas, parentheses, and dashes as splitters in the report.
ما از کاماها، پرانتزها و خط تیره به عنوان جداکننده در گزارش استفاده کردیم.
the road splitters directed traffic around the construction zone.
جداکنندههای جاده ترافیک را در اطراف منطقه ساخت و ساز هدایت میکردند.
data splitters helped organize the large dataset into manageable chunks.
جداکنندههای داده به سازماندهی مجموعه دادههای بزرگ به قطعات قابل مدیریت کمک کردند.
the software uses special splitters to parse the complex file format.
نرمافزار از جداکنندههای خاص برای تجزیه فرمت فایل پیچیده استفاده میکند.
we need to define clear splitters for the categories in the survey.
ما باید جداکنندههای واضحی را برای دستههای نظرسنجی تعریف کنیم.
the design included visual splitters to break up the monotony of the space.
طراحی شامل جداکنندههای بصری برای شکستن یکنواختی فضا بود.
the database splitters ensured data integrity across multiple tables.
جداکنندههای پایگاه داده یکپارچگی دادهها را در چندین جدول تضمین کردند.
using splitters in the text improved readability and comprehension.
استفاده از جداکنندهها در متن باعث بهبود خوانایی و درک مطلب شد.
the network splitters allowed for efficient routing of data packets.
جداکنندههای شبکه امکان مسیریابی کارآمد بستههای داده را فراهم کردند.
we employed logical splitters to categorize the customer feedback effectively.
ما از جداکنندههای منطقی برای دستهبندی مؤثر بازخورد مشتری استفاده کردیم.
the physical splitters created distinct zones within the open-plan office.
جداکنندههای فیزیکی مناطق متمایزی را در دفتر با طرح باز ایجاد کردند.
hair splitters
تقسیمکنندگان مو
splitters' opinions
نظرات تقسیمکنندگان
splitters argue
تقسیمکنندگان بحث میکنند
we used commas, parentheses, and dashes as splitters in the report.
ما از کاماها، پرانتزها و خط تیره به عنوان جداکننده در گزارش استفاده کردیم.
the road splitters directed traffic around the construction zone.
جداکنندههای جاده ترافیک را در اطراف منطقه ساخت و ساز هدایت میکردند.
data splitters helped organize the large dataset into manageable chunks.
جداکنندههای داده به سازماندهی مجموعه دادههای بزرگ به قطعات قابل مدیریت کمک کردند.
the software uses special splitters to parse the complex file format.
نرمافزار از جداکنندههای خاص برای تجزیه فرمت فایل پیچیده استفاده میکند.
we need to define clear splitters for the categories in the survey.
ما باید جداکنندههای واضحی را برای دستههای نظرسنجی تعریف کنیم.
the design included visual splitters to break up the monotony of the space.
طراحی شامل جداکنندههای بصری برای شکستن یکنواختی فضا بود.
the database splitters ensured data integrity across multiple tables.
جداکنندههای پایگاه داده یکپارچگی دادهها را در چندین جدول تضمین کردند.
using splitters in the text improved readability and comprehension.
استفاده از جداکنندهها در متن باعث بهبود خوانایی و درک مطلب شد.
the network splitters allowed for efficient routing of data packets.
جداکنندههای شبکه امکان مسیریابی کارآمد بستههای داده را فراهم کردند.
we employed logical splitters to categorize the customer feedback effectively.
ما از جداکنندههای منطقی برای دستهبندی مؤثر بازخورد مشتری استفاده کردیم.
the physical splitters created distinct zones within the open-plan office.
جداکنندههای فیزیکی مناطق متمایزی را در دفتر با طرح باز ایجاد کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید