splurges

[ایالات متحده]/splɜːdʒɪz/
[بریتانیا]/splɜrdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هزینه‌های بیش از حد
v. به طور افراطی خرج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

luxury splurges

هزینه‌های لوکس

occasional splurges

هزینه‌های گاه به گاه

guilt-free splurges

هزینه‌های بدون احساس گناه

big splurges

هزینه‌های بزرگ

food splurges

هزینه‌های مربوط به غذا

retail splurges

هزینه‌های خرده فروشی

holiday splurges

هزینه‌های تعطیلات

weekly splurges

هزینه‌های هفتگی

impulse splurges

هزینه‌های ناگهانی

seasonal splurges

هزینه‌های فصلی

جملات نمونه

she splurges on luxury vacations every year.

او هر سال روی تعطیلات لوکس هزینه می‌کند.

he rarely splurges, but when he does, it's on gadgets.

او به ندرت هزینه می‌کند، اما وقتی این کار را انجام می‌دهد، روی گجت‌ها هزینه می‌کند.

during the holidays, she splurges on gifts for her family.

در تعطیلات، او روی هدیه برای خانواده‌اش هزینه می‌کند.

after a big promotion, he splurges on a new car.

بعد از ارتقای شغلی بزرگ، او روی یک ماشین جدید هزینه می‌کند.

they splurge on gourmet food for their dinner parties.

آنها روی غذای خوشمزه برای مهمانی‌های شام خود هزینه می‌کنند.

she splurges at the mall during the sales.

او در حین فروش در مرکز خرید هزینه می‌کند.

he splurges on fine wine for special occasions.

او برای مناسبت‌های خاص روی شراب خوب هزینه می‌کند.

she often splurges on spa treatments to relax.

او اغلب برای آرامش روی درمان‌های اسپا هزینه می‌کند.

they splurge on concert tickets for their favorite band.

آنها برای بلیط کنسرت گروه مورد علاقه خود هزینه می‌کنند.

he splurges on the latest fashion trends each season.

او هر فصل روی آخرین ترندهای مد هزینه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید