spluttered

[ایالات متحده]/ˈsplʌtəd/
[بریتانیا]/ˈsplʌtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور شتابزده و هیجان‌زده صحبت کردن؛ ایجاد صداهای جرقه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

spluttered in surprise

با تعجب غرغر کرد

spluttered with laughter

با خنده غرغر کرد

spluttered out words

کلمات را غرغر کرد

spluttered in anger

با عصبانیت غرغر کرد

spluttered with disbelief

با ناباوری غرغر کرد

spluttered through tears

در حالی که اشک می ریخت غرغر کرد

spluttered in shock

با شوک غرغر کرد

spluttered out excuses

اجازات را غرغر کرد

spluttered during dinner

در حین شام غرغر کرد

جملات نمونه

he spluttered in surprise when he saw the unexpected gift.

او با تعجب غرغر کرد وقتی هدیه غیرمنتظره را دید.

the engine spluttered before finally starting.

موتور قبل از شروع نهایی غرغر کرد.

she spluttered out an apology after realizing her mistake.

او پس از متوجه شدن اشتباهش عذرخواهی غرغر کرد.

the teacher spluttered in disbelief at the student's answer.

معلم با ناباوری به پاسخ دانش آموز غرغر کرد.

he spluttered with laughter at the comedian's joke.

او با خنده به شوخی کمدین غرغر کرد.

the water spluttered as it boiled on the stove.

آب در حین جوشیدن روی اجاق گاز غرغر کرد.

she spluttered when trying to explain her feelings.

او هنگام تلاش برای بیان احساسات خود غرغر کرد.

the car spluttered and then stalled in the middle of the road.

ماشین غرغر کرد و سپس در وسط جاده از کار افتاد.

he spluttered a few words before fainting.

او قبل از از دست دادن هوش چند کلمه غرغر کرد.

the child spluttered out water after taking a big gulp.

کودک پس از نوشیدن یک جرعه بزرگ، آب غرغر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید