engine splutters
موتور دچار مشکل میشود
car splutters
ماشین دچار مشکل میشود
voice splutters
صدای شخص دچار مشکل میشود
machine splutters
ماشینآلات دچار مشکل میشوند
water splutters
آب دچار مشکل میشود
child splutters
کودک دچار مشکل میشود
speech splutters
گفتار دچار مشکل میشود
sound splutters
صدا دچار مشکل میشود
gas splutters
گاز دچار مشکل میشود
liquid splutters
مایع دچار مشکل میشود
the engine splutters before it starts.
موتور قبل از روشن شدن دچار مشکل میشود.
he splutters out an apology for being late.
او برای اینکه دیر رسیده عذرخواهی میکند.
the old car splutters down the road.
ماشین قدیمی با تقلا در طول مسیر حرکت میکند.
she splutters with laughter at the joke.
او از خنده به شوخی میخندد.
the child splutters when trying to speak.
وقتی سعی میکند صحبت کند، کودک دچار مشکل میشود.
he splutters his words when he gets nervous.
وقتی عصبی میشود، کلماتش را به سختی ادا میکند.
the soup splutters as it boils.
همانطور که میجوشد، سوپ به صدا در میآید.
the printer splutters before it runs out of ink.
قبل از اینکه جوهر آن تمام شود، چاپگر دچار مشکل میشود.
she splutters in disbelief at the news.
او با ناباوری به خبر واکنش نشان میدهد.
the fountain splutters water into the air.
چشمه آب را به هوا پرتاب میکند.
engine splutters
موتور دچار مشکل میشود
car splutters
ماشین دچار مشکل میشود
voice splutters
صدای شخص دچار مشکل میشود
machine splutters
ماشینآلات دچار مشکل میشوند
water splutters
آب دچار مشکل میشود
child splutters
کودک دچار مشکل میشود
speech splutters
گفتار دچار مشکل میشود
sound splutters
صدا دچار مشکل میشود
gas splutters
گاز دچار مشکل میشود
liquid splutters
مایع دچار مشکل میشود
the engine splutters before it starts.
موتور قبل از روشن شدن دچار مشکل میشود.
he splutters out an apology for being late.
او برای اینکه دیر رسیده عذرخواهی میکند.
the old car splutters down the road.
ماشین قدیمی با تقلا در طول مسیر حرکت میکند.
she splutters with laughter at the joke.
او از خنده به شوخی میخندد.
the child splutters when trying to speak.
وقتی سعی میکند صحبت کند، کودک دچار مشکل میشود.
he splutters his words when he gets nervous.
وقتی عصبی میشود، کلماتش را به سختی ادا میکند.
the soup splutters as it boils.
همانطور که میجوشد، سوپ به صدا در میآید.
the printer splutters before it runs out of ink.
قبل از اینکه جوهر آن تمام شود، چاپگر دچار مشکل میشود.
she splutters in disbelief at the news.
او با ناباوری به خبر واکنش نشان میدهد.
the fountain splutters water into the air.
چشمه آب را به هوا پرتاب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید