he stammers
او مِن٘و٘ن میکند
she stammers
او مِن٘و٘ن میکند
stammers often
اغراقاً مِن٘و٘ن میکند
he stammers badly
او به شدت مِن٘و٘ن میکند
stammers in public
در حضور عموم مِن٘و٘ن میکند
she stammers slightly
او کمی مِن٘و٘ن میکند
stammers when nervous
وقتی عصبی است مِن٘و٘ن میکند
stammers during speeches
در طول سخنرانی مِن٘و٘ن میکند
she stammers occasionally
او گاهی اوقات مِن٘و٘ن میکند
he stammers when he gets nervous.
او وقتی عصبی میشود، لکنت میکند.
she always stammers during her presentations.
او همیشه در طول ارائه هایش لکنت میکند.
when he speaks in public, he often stammers.
وقتی در جمع صحبت میکند، اغلب لکنت میکند.
children who stammer may need extra support.
کودکانی که لکنت دارند ممکن است به حمایت بیشتری نیاز داشته باشند.
he stammers, but he has great ideas.
او لکنت دارد، اما ایدههای خوبی دارد.
she stammers when she speaks to new people.
او وقتی با افراد جدید صحبت میکند، لکنت میکند.
stammers often feel self-conscious.
افرادی که لکنت دارند اغلب احساس خجالت میکنند.
he tried to hide that he stammers.
او سعی کرد پنهان کند که لکنت دارد.
stammers can improve with speech therapy.
لکنت با درمان گفتار قابل بهبود است.
she stammers but is a talented writer.
او لکنت دارد اما یک نویسنده بااستعدادی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید