spoking

[ایالات متحده]/ˈspəʊkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspoʊkɪŋ/

ترجمه

n. عمل ایجاد یا تولید پره‌ها برای یک چرخ
v. مشارکت حال از spoke؛ حرکت یا عمل کردن به روشی که شبیه پره‌ها باشد

عبارات و ترکیب‌ها

spoking wheels

چرخ‌های اسپوک

spoking design

طراحی اسپوک

spoking patterns

الگوهای اسپوک

spoking system

سیستم اسپوک

spoking method

روش اسپوک

spoking tools

ابزارهای اسپوک

spoking process

فرآیند اسپوک

spoking technique

تکنیک اسپوک

spoking adjustments

تنظیمات اسپوک

spoking tension

کشیدگی اسپوک

جملات نمونه

spoking is a key skill for effective communication.

صحبت کردن یک مهارت کلیدی برای برقراری ارتباط موثر است.

she enjoys spoking at public events.

او از صحبت کردن در رویدادهای عمومی لذت می برد.

spoking in front of an audience can be nerve-wracking.

صحبت کردن در مقابل مخاطب می تواند آزاردهنده باشد.

he has a talent for spoking and captivating listeners.

او استعداد صحبت کردن و جذب شنوندگان را دارد.

practice makes perfect when it comes to spoking.

تمرین، کلید موفقیت در صحبت کردن است.

she prepared thoroughly before spoking at the conference.

او قبل از صحبت کردن در کنفرانس به طور کامل آماده شد.

spoking effectively requires confidence and clarity.

صحبت کردن موثر به اعتماد به نفس و وضوح نیاز دارد.

he is known for his spoking skills in the community.

او به خاطر مهارت صحبت کردنش در جامعه شناخته شده است.

spoking about sensitive topics can be challenging.

صحبت کردن در مورد موضوعات حساس می تواند چالش برانگیز باشد.

she took a course to improve her spoking abilities.

او برای بهبود مهارت های صحبت کردن خود در یک دوره آموزشی شرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید