sporting

[ایالات متحده]/'spɔːtɪŋ/
[بریتانیا]/'spɔrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به فعالیت بدنی; ماجراجویانه; منصفانه; مشتاق به فعالیت بدنی
v. سرگرم کردن; بازی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

sporting goods

کالا‌های ورزشی

sporting event

مسابقه ورزشی

sporting activities

فعالیت‌های ورزشی

sporting events

مسابقات ورزشی

جملات نمونه

a range of sporting activities.

مجموعه ای از فعالیت های ورزشی

a major sporting event.

یک رویداد ورزشی بزرگ

She is a producer of sporting events.

او یک تولید کننده رویدادهای ورزشی است.

a judge at a sporting event

داوری در یک رویداد ورزشی

a venue for a sporting event

محل برگزاری یک رویداد ورزشی

His is the sporting set.

این مجموعه ورزشی است.

sporting a groovy new haircut.

با یک مدل موی جدید و جذاب،

he was sporting a huge handlebar moustache.

او یک سبیل بلند و بزرگ داشت.

I'll give you a sporting chance.

به شما یک فرصت ورزشی خواهم داد.

seals sporting about in the water

فک‌ها در حال بازی در آب هستند.

her relentless pursuit of sporting excellence

جستجوی بی‌وقفه و پیگیر او برای برتری ورزشی

It is one of the classic events of the sporting calendar.

این یکی از رویدادهای کلاسیک تقویم ورزشی است.

the weekend sporting action begins on Saturday.

اقدام ورزشی آخر هفته در روز شنبه آغاز می شود.

he stopped to browse around a sporting store.

او برای گشت و گذار در یک مغازه ورزشی متوقف شد.

the walls were hung with sporting prints.

دیوارها با تصاویر ورزشی آویخته شده بودند.

It's very sporting of you to give me such an advantage.

بسیار ورزشی از شماست که چنین امتیازی به من بدهید.

The college has excellent sporting facilities.

دانشگاه دارای امکانات ورزشی عالی است.

The victory became part of sporting folklore.

پیروزی بخشی از فولکلور ورزشی شد.

Sporting dogs should be kept out of doors in a kennel.

سگ‌های ورزشی باید در فضای باز در یک کلبه نگهداری شوند.

نمونه‌های واقعی

The mayor of Bradford is now sporting a sou'wester.

شهردار بردفورد اکنون یک کلاه سو'وستر استفاده می‌کند.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

Haven't got anything a bit more sporting, have you?

آیا چیزی کمی بیشتر ورزشی ندارید؟

منبع: Exciting moments of Harry Potter

Social distancing rules were not enforced at the sporting event.

قوانین فاصله اجتماعی در رویداد ورزشی رعایت نشد.

منبع: VOA Special English Health

Think movies, concerts, sporting events, and restaurants.

فیلم‌ها، کنسرت‌ها، رویدادهای ورزشی و رستوران‌ها را در نظر بگیرید.

منبع: Encyclopædia Britannica

All the sporting goods are stacked away.

تمام وسایل ورزشی در انبار انباشته شده اند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation October 2022

Concerts and sporting events have been canceled.

کنسرت‌ها و رویدادهای ورزشی لغو شده‌اند.

منبع: New York Times

It was kind of a sporting injury...

نوعی آسیب ورزشی بود...

منبع: Big City, Small World - English Radio Drama (British Accent)

Major sporting events are being suspended on a daily basis.

رویدادهای ورزشی بزرگ به طور روزانه به حالت تعلیق در می‌آیند.

منبع: The Chronicles of Novel Events

Yes, it is. Against an old sporting friend.

بله، هست. در برابر یک دوست قدیمی ورزشی.

منبع: Sarah and the little duckling

So is this phrase used for sporting competitions?

آیا این عبارت برای مسابقات ورزشی استفاده می شود؟

منبع: BBC Authentic English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید