sporulated

[ایالات متحده]/ˈspɔːrjʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈspɔrjʊleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای تشکیل هاگ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

sporulated spores

هاگ‌های باروری

sporulated fungi

قارچ‌های باروری

sporulated bacteria

باکتری‌های باروری

sporulated culture

کشت باروری

sporulated cells

سلول‌های باروری

sporulated form

فرم باروری

sporulated stage

مرحله باروری

sporulated organisms

ارگانیسم‌های باروری

sporulated species

گونه‌های باروری

sporulated development

توسعه باروری

جملات نمونه

the bacteria sporulated under harsh conditions.

باکتری‌ها در شرایط سخت باروری کردند.

after the spores sporulated, they spread quickly.

پس از باروری ها، آنها به سرعت پخش شدند.

the fungus sporulated in the damp environment.

قارچ در محیط مرطوب باروری کرد.

once sporulated, the cells became resistant to heat.

پس از باروری، سلول‌ها در برابر گرما مقاوم شدند.

the plant sporulated during the dry season.

گیاه در طول فصل خشک باروری کرد.

scientists observed how the algae sporulated.

دانشمندان مشاهده کردند که جلبک چگونه باروری می کند.

after it sporulated, the organism entered a dormant state.

پس از باروری، ارگانیسم وارد حالت خفت شد.

the spores sporulated in response to environmental stress.

ها به عنوان پاسخ به تنش های محیطی باروری کردند.

they studied how the species sporulated in different conditions.

آنها مطالعه کردند که گونه ها چگونه در شرایط مختلف باروری می کنند.

once the conditions were right, it sporulated rapidly.

وقتی شرایط مناسب بود، به سرعت باروری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید