spotlessnesses

[ایالات متحده]/['spɔtlɪsnɪsɪz]/
[بریتانیا]/['spɑt̬ləsnəsɪz]/

ترجمه

n. حالت بدون لکه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

spotlessnesses matter

اهمیت بی‌نقص بودن

spotlessnesses achieved

بی‌نقص بودن حاصل شد

spotlessnesses maintained

بی‌نقص بودن حفظ شد

spotlessnesses guaranteed

بی‌نقص بودن تضمین شده است

spotlessnesses standard

استاندارد بی‌نقص بودن

spotlessnesses required

بی‌نقص بودن مورد نیاز است

spotlessnesses criteria

معیارهای بی‌نقص بودن

spotlessnesses quality

کیفیت بی‌نقص بودن

spotlessnesses focus

تمرکز بر بی‌نقص بودن

spotlessnesses level

سطح بی‌نقص بودن

جملات نمونه

her spotlessnesses in cleaning are impressive.

ظاهر تمیز و مرتب بودن او در نظافت بسیار چشمگیر است.

the spotlessnesses of the hotel room exceeded our expectations.

تمیزی اتاق هتل از انتظارات ما فراتر بود.

he takes pride in the spotlessnesses of his workspace.

او به تمیزی فضای کاری خود افتخار می‌کند.

maintaining the spotlessnesses of the kitchen is essential.

حفظ تمیزی آشپزخانه ضروری است.

the spotlessnesses of her clothes made a good impression.

تمیزی لباس‌های او تاثیر خوبی گذاشت.

spotlessnesses in presentations can enhance credibility.

تمیزی در ارائه می‌تواند اعتبار را افزایش دهد.

his obsession with spotlessnesses sometimes drives his friends away.

وسواس او با تمیزی گاهی اوقات دوستانش را از او دور می‌کند.

spotlessnesses in documentation are crucial for audits.

تمیزی در مستندات برای ممیزی‌ها بسیار مهم است.

she achieved spotlessnesses in her report through careful editing.

او با ویرایش دقیق، به تمیزی در گزارش خود دست یافت.

spotlessnesses in behavior are expected in formal settings.

تمیزی در رفتار در محیط‌های رسمی مورد انتظار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید