spousal

[ایالات متحده]/ˈspaʊzl/
[بریتانیا]/ˈspaʊzl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به همسر

عبارات و ترکیب‌ها

spousal support

حمایت از همسر

spousal benefits

مزایای همسر

spousal rights

حقوق همسر

spousal leave

مرخصی همسر

spousal agreement

توافقنامه همسر

spousal relationship

رابطه همسری

spousal property

مالیت همسر

spousal tax

مالیات همسر

spousal visa

وییزای همسر

spousal insurance

بیمه همسر

جملات نمونه

spousal support is essential during a divorce.

حمایت از همسر در طول طلاق ضروری است.

they filed for spousal maintenance after their separation.

آنها پس از جدایی خود برای دریافت تأمین هزینه‌های همسر درخواست کردند.

spousal benefits can significantly impact retirement plans.

مزایای همسر می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر برنامه‌های بازنشستگی داشته باشد.

she received spousal rights to the family home.

او حقوق همسر را نسبت به خانه خانواده به دست آورد.

spousal communication is vital for a healthy relationship.

ارتباط با همسر برای داشتن یک رابطه سالم بسیار مهم است.

they attended a seminar on spousal conflict resolution.

آنها در یک سمینار در مورد حل اختلاف زوجین شرکت کردند.

spousal roles can vary greatly in different cultures.

نقش‌های همسر می‌تواند در فرهنگ‌های مختلف بسیار متفاوت باشد.

understanding spousal responsibilities is crucial for marriage.

درک مسئولیت‌های همسر برای ازدواج بسیار مهم است.

spousal obligations include emotional and financial support.

تعهدات همسر شامل حمایت عاطفی و مالی است.

they sought legal advice regarding spousal rights.

آنها به دنبال مشاوره حقوقی در مورد حقوق همسر بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید