spreadeagled position
وضعیت پخش شده
spreadeagled body
بدن پخش شده
spreadeagled on ground
پخش شده روی زمین
spreadeagled arms
بازوهای پخش شده
spreadeagled across floor
پخش شده در سراسر کف
spreadeagled figure
تصویر پخش شده
spreadeagled in air
پخش شده در هوا
spreadeagled on bed
پخش شده روی تخت
spreadeagled style
سبک پخش شده
spreadeagled like eagle
پخش شده مانند عقاب
he was spreadeagled on the ground after the fall.
او پس از سقوط روی زمین در حالت کشیده به پهلو افتاده بود.
the suspect was found spreadeagled in the alley.
مشتبه به او در کوچه در حالت کشیده به پهلو پیدا شد.
she felt vulnerable when she was spreadeagled on the examination table.
وقتی روی تخت معاینه در حالت کشیده به پهلو بود، احساس آسیبپذیری میکرد.
the eagle was captured in a spreadeagled position.
بال در حالت کشیده به پهلو به دام افتاده بود.
he lay spreadeagled on the beach, soaking up the sun.
او در حالی که دراز کشیده بود و آفتاب میگرفت، در حالت کشیده به پهلو روی ساحل دراز کشیده بود.
the gymnast performed a perfect spreadeagled jump.
ژیمناست یک پرش کامل در حالت کشیده به پهلو انجام داد.
during the game, he was spreadeagled on the field after being tackled.
در طول بازی، او پس از تکل خوردن در حالت کشیده به پهلو روی زمین افتاد.
the starfish was found spreadeagled on the rocky shore.
ستاره دریایی در حالت کشیده به پهلو روی ساحل صخرهای پیدا شد.
she felt exposed and vulnerable while spreadeagled on the bed.
در حالی که روی تخت در حالت کشیده به پهلو بود، احساس قرار گرفتن در معرض خطر و آسیبپذیری میکرد.
the artist painted a surreal scene with a spreadeagled figure.
هنرمند صحنهای سورئال با شخصیتی در حالت کشیده به پهلو نقاشی کرد.
spreadeagled position
وضعیت پخش شده
spreadeagled body
بدن پخش شده
spreadeagled on ground
پخش شده روی زمین
spreadeagled arms
بازوهای پخش شده
spreadeagled across floor
پخش شده در سراسر کف
spreadeagled figure
تصویر پخش شده
spreadeagled in air
پخش شده در هوا
spreadeagled on bed
پخش شده روی تخت
spreadeagled style
سبک پخش شده
spreadeagled like eagle
پخش شده مانند عقاب
he was spreadeagled on the ground after the fall.
او پس از سقوط روی زمین در حالت کشیده به پهلو افتاده بود.
the suspect was found spreadeagled in the alley.
مشتبه به او در کوچه در حالت کشیده به پهلو پیدا شد.
she felt vulnerable when she was spreadeagled on the examination table.
وقتی روی تخت معاینه در حالت کشیده به پهلو بود، احساس آسیبپذیری میکرد.
the eagle was captured in a spreadeagled position.
بال در حالت کشیده به پهلو به دام افتاده بود.
he lay spreadeagled on the beach, soaking up the sun.
او در حالی که دراز کشیده بود و آفتاب میگرفت، در حالت کشیده به پهلو روی ساحل دراز کشیده بود.
the gymnast performed a perfect spreadeagled jump.
ژیمناست یک پرش کامل در حالت کشیده به پهلو انجام داد.
during the game, he was spreadeagled on the field after being tackled.
در طول بازی، او پس از تکل خوردن در حالت کشیده به پهلو روی زمین افتاد.
the starfish was found spreadeagled on the rocky shore.
ستاره دریایی در حالت کشیده به پهلو روی ساحل صخرهای پیدا شد.
she felt exposed and vulnerable while spreadeagled on the bed.
در حالی که روی تخت در حالت کشیده به پهلو بود، احساس قرار گرفتن در معرض خطر و آسیبپذیری میکرد.
the artist painted a surreal scene with a spreadeagled figure.
هنرمند صحنهای سورئال با شخصیتی در حالت کشیده به پهلو نقاشی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید