sprigging

[ایالات متحده]/ˈsprɪɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsprɪɡɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری sprig، به معنای تزئین یا آرایش با شاخه‌های کوچک برگ‌دار؛ برای وارد کردن میخ‌ها یا پیوند زدن نهال‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

sprigging technique

تکنیک شاخه زدن

sprigging method

روش شاخه زدن

sprigging process

فرآیند شاخه زدن

sprigging application

کاربرد شاخه زدن

sprigging season

فصل شاخه زدن

sprigging plants

گیاهان شاخه زده

sprigging growth

رشد شاخه زده

sprigging roots

ریشه‌های شاخه زده

sprigging techniques

تکنیک‌های شاخه زدن

sprigging care

مراقبت از شاخه زدن

جملات نمونه

sprigging the garden will enhance its beauty.

کاشت و انتقال ساقه به باغچه، زیبایی آن را افزایش می‌دهد.

we are sprigging the lawn to ensure it stays lush.

ما در حال کاشت و انتقال ساقه چمن هستیم تا از شادابی آن اطمینان حاصل کنیم.

sprigging can help propagate new plants easily.

کاشت و انتقال ساقه می‌تواند به راحتی به تکثیر گیاهان جدید کمک کند.

after sprigging, the plants will grow stronger.

پس از کاشت و انتقال ساقه، گیاهان قوی‌تر رشد خواهند کرد.

she enjoys sprigging herbs for her kitchen garden.

او از کاشت و انتقال ساقه گیاهان دارویی برای باغچه آشپزخانه خود لذت می‌برد.

sprigging is a common technique in horticulture.

کاشت و انتقال ساقه یک تکنیک رایج در باغبانی است.

they spent the afternoon sprigging the flower beds.

آنها بعد از ظهر را به کاشت و انتقال ساقه در تخت گل گذراندند.

proper sprigging can lead to a healthier ecosystem.

کاشت و انتقال ساقه مناسب می‌تواند منجر به یک اکوسیستم سالم‌تر شود.

he learned the art of sprigging from his grandfather.

او هنر کاشت و انتقال ساقه را از پدربزرگ خود آموخت.

sprigging can be done in spring for best results.

کاشت و انتقال ساقه را می‌توان در بهار برای بهترین نتیجه انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید