sprightlinesses

[ایالات متحده]/ˈspraɪtlinɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈspraɪtlinəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت زنده بودن و پر از انرژی

عبارات و ترکیب‌ها

sprightlinesses abound

حضور فراوانان سرزندگی

youthful sprightlinesses

سرزندگی‌های جوانی

sprightlinesses in motion

سرزندگی در حرکت

sprightlinesses of youth

سرزندگی‌های جوانی

sprightlinesses and joy

سرزندگی و شادی

sprightlinesses expressed

سرزندگی بیان شده

sprightlinesses of life

سرزندگی زندگی

sprightlinesses in nature

سرزندگی در طبیعت

sprightlinesses and laughter

سرزندگی و خنده

sprightlinesses in art

سرزندگی در هنر

جملات نمونه

her sprightlinesses brought joy to everyone around her.

شادمانی او شادی را برای همه اطرافیان به ارمغان آورد.

the children’s sprightlinesses filled the park with laughter.

شادمانی کودکان پارک را با خنده پر کرد.

even in her old age, she maintained her sprightlinesses.

حتی در سن بالا، او شادمانی خود را حفظ کرد.

his sprightlinesses were infectious during the party.

شادمانی او در طول مهمانی مسری بود.

the dog’s sprightlinesses made it a joy to play with.

شادمانی سگ باعث شد بازی با آن لذت بخش باشد.

we admired her sprightlinesses despite her challenges.

ما با وجود چالش‌های او به شادمانی او احترام گذاشتیم.

his sprightlinesses during the performance captivated the audience.

شادمانی او در طول اجرا مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the sprightlinesses of the dancers amazed everyone.

شادمانی رقصندگان باعث شگفتی همه شد.

she approached life with sprightlinesses that inspired others.

او با شادمانی به زندگی نگاه کرد که الهام بخش دیگران بود.

his sprightlinesses made him the life of the party.

شادمانی او او را به روح مهمانی تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید