sprits

[ایالات متحده]/sprɪt/
[بریتانیا]/sprɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حمایت قطری برای بادبان؛ یک حمایت قطری برای بادبان

جملات نمونه

she has a sprit of adventure.

او روحیه ماجراجویی دارد.

the team played with great sprit.

تیم با روحیه عالی بازی کرد.

his sprit was unbreakable despite the challenges.

روحیه او با وجود چالش ها، نشکن بود.

we need to keep the sprit high during the event.

ما باید روحیه را در طول رویداد بالا نگه داریم.

she approached life with a sprit of optimism.

او زندگی را با روحیه خوش بینی دنبال کرد.

the sprit of teamwork was evident in their performance.

روحیه کار گروهی در عملکرد آنها آشکار بود.

his sprit was contagious, lifting everyone's mood.

روحیه او مسری بود و حال همه را بهتر می کرد.

they celebrated with a sprit of joy.

آنها با روحیه شادی جشن گرفتند.

her sprit of resilience inspired the whole community.

روحیه تاب آوری او کل جامعه را الهام بخشید.

we should foster a sprit of innovation in our company.

ما باید روحیه نوآوری را در شرکت خود تقویت کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید