fresh spritzes
اسپرایتهای تازه
citrus spritzes
اسپرایتهای مرکباتی
herbal spritzes
اسپرایتهای گیاهی
flavored spritzes
اسپرایتهای طعمدار
sparkling spritzes
اسپرایتهای گازدار
summer spritzes
اسپرایتهای تابستانی
light spritzes
اسپرایتهای سبک
fruit spritzes
اسپرایتهای میوهای
party spritzes
اسپرایتهای مهمانی
cocktail spritzes
اسپرایتهای کوکتل
she spritzes her perfume before leaving the house.
او قبل از ترک خانه، عطر خود را اسپری میکند.
he spritzes water on the plants every morning.
او هر روز صبح، آب را روی گیاهان اسپری میکند.
the chef spritzes lemon juice on the fish for flavor.
سرآشپز برای طعم، آب لیمو را روی ماهی اسپری میکند.
she spritzes her hair with a styling spray.
او موهای خود را با یک اسپری حالتدهنده اسپری میکند.
he spritzes the cake with a sugar syrup.
او کیک را با شربت قند اسپری میکند.
the artist spritzes watercolors onto the canvas.
هنرمند رنگهای آبرنگ را روی بوم اسپری میکند.
they spritzes the room with air freshener.
آنها اتاق را با خوشبو کننده هوا اسپری میکنند.
she spritzes her clothes with a fabric refresher.
او لباسهای خود را با یک خوشبو کننده پارچه اسپری میکند.
he spritzes his salad with olive oil.
او سالاد خود را با روغن زیتون اسپری میکند.
the gardener spritzes the flowers with a nutrient solution.
باغبانی گلها را با یک محلول مغذی اسپری میکند.
fresh spritzes
اسپرایتهای تازه
citrus spritzes
اسپرایتهای مرکباتی
herbal spritzes
اسپرایتهای گیاهی
flavored spritzes
اسپرایتهای طعمدار
sparkling spritzes
اسپرایتهای گازدار
summer spritzes
اسپرایتهای تابستانی
light spritzes
اسپرایتهای سبک
fruit spritzes
اسپرایتهای میوهای
party spritzes
اسپرایتهای مهمانی
cocktail spritzes
اسپرایتهای کوکتل
she spritzes her perfume before leaving the house.
او قبل از ترک خانه، عطر خود را اسپری میکند.
he spritzes water on the plants every morning.
او هر روز صبح، آب را روی گیاهان اسپری میکند.
the chef spritzes lemon juice on the fish for flavor.
سرآشپز برای طعم، آب لیمو را روی ماهی اسپری میکند.
she spritzes her hair with a styling spray.
او موهای خود را با یک اسپری حالتدهنده اسپری میکند.
he spritzes the cake with a sugar syrup.
او کیک را با شربت قند اسپری میکند.
the artist spritzes watercolors onto the canvas.
هنرمند رنگهای آبرنگ را روی بوم اسپری میکند.
they spritzes the room with air freshener.
آنها اتاق را با خوشبو کننده هوا اسپری میکنند.
she spritzes her clothes with a fabric refresher.
او لباسهای خود را با یک خوشبو کننده پارچه اسپری میکند.
he spritzes his salad with olive oil.
او سالاد خود را با روغن زیتون اسپری میکند.
the gardener spritzes the flowers with a nutrient solution.
باغبانی گلها را با یک محلول مغذی اسپری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید