water squirts
آب پاشیده میشود
ink squirts
جوهر پاشیده میشود
juice squirts
آبمیوه پاشیده میشود
cream squirts
خامه پاشیده میشود
oil squirts
روغن پاشیده میشود
paint squirts
رنگ پاشیده میشود
soda squirts
سودا پاشیده میشود
foam squirts
کف پاشیده میشود
gel squirts
ژل پاشیده میشود
water gun squirts
تفنگ آب پاشیده میشود
the water gun squirts water far away.
تفنگ آب، آب را دور میپاشد.
the chef squirts sauce onto the plate.
آشپز سس را روی بشقاب میپاشد.
the child squirts juice all over the table.
بچه آبمیوه را روی میز میپاشد.
the artist squirts paint onto the canvas.
هنرمند رنگ را روی بوم میپاشد.
she squirts whipped cream on her dessert.
او خامه زده را روی دسرش میپاشد.
the clown squirts water from a flower.
بادکنکباز آب را از یک گل میپاشد.
he squirts ketchup on his fries.
او کچاپ را روی سیبزمینی سرخاش میپاشد.
the gardener squirts water on the plants.
باغبانی آب را روی گیاهان میپاشد.
the mechanic squirts oil into the engine.
مکانیک روغن را داخل موتور میپاشد.
she squirts perfume before going out.
او قبل از بیرون رفتن عطر میپاشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید