spruced

[ایالات متحده]/spruːst/
[بریتانیا]/spruːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را مرتب یا جذاب کردن؛ مرتب کردن یا به طور منظم چیدن

عبارات و ترکیب‌ها

spruced up

زیبا شده

spruced house

خانه زیبا شده

spruced garden

باغ زیبا شده

spruced appearance

ظاهر زیبا شده

spruced interior

فضای داخلی زیبا شده

spruced space

فضای زیبا شده

spruced design

طراحی زیبا شده

spruced style

سبک زیبا شده

spruced look

ظاهر زیبا شده

spruced setup

چیدمان زیبا شده

جملات نمونه

the garden was spruced up for the party.

باغ برای مهمانی بازسازی شد.

she spruced her appearance before the interview.

او قبل از مصاحبه، ظاهر خود را بهتر کرد.

they spruced the house for the open house event.

آنها خانه را برای رویداد باز آماده کردند.

the team spruced up their presentation for the clients.

تیم ارائه‌ خود را برای مشتریان بهتر کرد.

he spruced his resume to impress potential employers.

او برای تحت تاثیر قرار دادن کارفرمایان احتمالی، رزومه خود را بهبود بخشید.

we spruced the office to create a more inviting atmosphere.

ما دفتر را برای ایجاد فضایی دلپذیرتر، بهبود بخشیدیم.

she spruced up the old furniture with a fresh coat of paint.

او با یک لایه رنگ جدید، مبلمان قدیمی را بهبود بخشید.

the city spruced up the park for the summer festival.

شهر پارک را برای جشنواره تابستانی بهبود بخشید.

he spruced up his wardrobe for the upcoming season.

او کمد لباس خود را برای فصل آینده بهتر کرد.

they spruced up the website to attract more visitors.

آنها وب سایت را برای جذب بازدیدکنندگان بیشتر، بهبود بخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید