spuds

[ایالات متحده]/spʌdz/
[بریتانیا]/spʌdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیب‌زمینی‌ها; ابزارهای کوچک برای کندن
v. با یک ابزار کوچک کندن

عبارات و ترکیب‌ها

mashed spuds

سیب‌زمینی پوره

baked spuds

سیب‌زمینی پخته

fried spuds

سیب‌زمینی سرخ‌شده

spuds salad

سالاد سیب‌زمینی

spuds soup

سوپ سیب‌زمینی

spuds wedges

قطعات سیب‌زمینی

spuds bake

پخت سیب‌زمینی

spuds chips

چیپس سیب‌زمینی

spuds pie

پای سیب‌زمینی

spuds curry

کاري سیب زمینی

جملات نمونه

we had mashed spuds for dinner last night.

ما سیب‌زمینی پوره برای شام دیروز داشتیم.

he prefers baked spuds with sour cream.

او ترجیح می‌دهد سیب‌زمینی پخته با خامه ترش بخورد.

the kids love spuds in their lunchboxes.

بچه‌ها عاشق سیب‌زمینی در جعبه‌های ناهار خود هستند.

spuds are a staple food in many cultures.

سیب‌زمینی یک غذای اصلی در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

she made a delicious spud salad for the picnic.

او یک سالاد سیب‌زمینی خوشمزه برای پیک‌نیک درست کرد.

we need to buy some spuds for the stew.

ما باید کمی سیب‌زمینی برای خورش بخریم.

he planted spuds in his backyard garden.

او سیب‌زمینی را در باغ پشتی خود کاشت.

spuds can be prepared in many different ways.

می‌توان سیب‌زمینی را به روش‌های مختلف تهیه کرد.

she loves crispy spuds fried in olive oil.

او عاشق سیب‌زمینی‌های ترد سرخ شده در روغن زیتون است.

spuds are often used in comfort food recipes.

اغلب از سیب‌زمینی در دستور العمل‌های غذای راحت استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید