squared

[ایالات متحده]/skwɛrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شکل مربع; دارای چهار ضلع برابر و چهار زاویه قائم
v. به شکل مربع درآوردن; تعیین مربع یک عدد

عبارات و ترکیب‌ها

mean squared error

خطای میانگین مربعات

جملات نمونه

a sheet of squared paper.

یک برگ کاغذ با خطوط مربع

They squared a block of granite.

آنها یک بلوک گرانیت را مربع کردند.

5 squared equals 25.

5 به توان دو برابر است با 25.

The living room was squared away for the guests.

اتاق نشیمن برای مهمانان مرتب شد.

chin up, shoulders squared, she stepped into the room.

سر بالا، شانه‌ها صاف، او وارد اتاق شد.

don't you worry, we'll get things squared away.

نگران نباشید، همه چیز را مرتب خواهیم کرد.

the Party squared up to the necessity of facing fascism with military sanctions.

حزب برای مقابله با فاشیسم با تحریم‌های نظامی خود را آماده کرد.

He has been squared to hold his tongue.

از او خواسته شده است که سکوت کند.

The children squared off the sidewalk to play hopscotch.

کودکان برای بازی hopscotch، پیاده‌رو را مربع کردند.

"The simplest stonework is rubBle, roughly Broken stones Bound in mortar. Ashlar work consists of regularly cut Blocks with squared edges."

"ساده‌ترین بنایی، آوار است، سنگ‌های خرد شده و به طور آزادانه در گچ متصل شده‌اند. کار بنایی آشلار از بلوک‌های برش خورده با لبه‌های مربعی تشکیل شده است."

Finally experiments indicate that squared cancroid method is better, which is simple and easy implemented and improves the locating precision and the Noise resisting ability.

در نهایت، آزمایش‌ها نشان می‌دهد که روش cancroid مربعی بهتر است، که ساده و آسان قابل اجرا است و دقت مکان‌یابی و مقاومت در برابر نویز را بهبود می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید