squarest

[ایالات متحده]/ˈskweəst/
[بریتانیا]/ˈskwɛrɪst/

ترجمه

adj. مربع ترین
adv. به طرز مربعی
n. مربع ترین منطقه یا ساختمان
v. چیزی را مربع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

squarest corner

گوشه مربعی‌ترین

squarest table

میز مربعی‌ترین

squarest room

اتاق مربعی‌ترین

squarest shape

شکل مربعی‌ترین

squarest building

ساختمان مربعی‌ترین

squarest edge

لبه مربعی‌ترین

squarest design

طراحی مربعی‌ترین

squarest plot

طرح مربعی‌ترین

squarest frame

قاب مربعی‌ترین

squarest piece

قطعه مربعی‌ترین

جملات نمونه

the squarest building in the city is a popular tourist attraction.

بزرگ‌ترین و مربعی‌ترین ساختمان در شهر، یک جاذبه توریستی محبوب است.

he claims to have the squarest personality among his friends.

او ادعا می‌کند که در بین دوستانش، مربعی‌ترین شخصیت را دارد.

the artist created the squarest painting in the gallery.

هنرمند مربعی‌ترین نقاشی را در گالری خلق کرد.

they designed the squarest table for the dining room.

آنها یک میز مربعی برای اتاق غذاخوری طراحی کردند.

in geometry, the squarest shape is a perfect square.

در هندسه، مربعی‌ترین شکل یک مربع کامل است.

the squarest corner of the room is where the bookshelf is placed.

مربعی‌ترین گوشه اتاق جایی است که قفسه کتاب قرار دارد.

she won the award for the squarest design in the competition.

او جایزه بهترین طراحی مربعی را در مسابقه برد.

his arguments were the squarest i've ever heard.

استدلال‌های او مربعی‌ترین‌هایی بودند که تا به حال شنیده بودم.

the squarest plot in the park is often used for events.

مربعی‌ترین قسمت پارک اغلب برای برگزاری رویدادها استفاده می‌شود.

the squarest part of the cake was saved for the guests.

مربعی‌ترین قسمت کیک برای مهمانان نگه داشته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید