squeer

[ایالات متحده]//skwɪər//
[بریتانیا]//skwɪr//

ترجمه

v. گریه کردن؛ ویژگی‌های چهره را ناهموار کردن.
شکل‌های واژه
جمعsqueers

جملات نمونه

the old man would squeer at anyone who walked past his garden.

آقای باسن می‌خندید به هر کسی که از باغش عبور می‌کرد.

she could squeer her eyes to read the tiny print on the label.

او می‌توانست چشمانش را تنگ کند تا متن کوچک برچسب را بخواند.

the cat let out a squeer sound when it saw the dog.

گربه وقتی سگ را دید، صدای خنده‌ای صادر کرد.

he tended to squeer at new ideas rather than consider them open-mindedly.

او معمولاً به ایده‌های جدید خنده می‌زد به جای آنکه بازدیدارانه آن‌ها را در نظر بگیرد.

the teacher gave a squeer look to the student who cheated on the exam.

معلم به دانش‌آموزی که در امتحان کلاه‌کشی کرده بود، نگاهی خنده‌دار داد.

do not squeer at people who are different from you.

به افرادی که با شما متفاوت‌اند، خنده نکنید.

the door hinge made a squeer noise every time someone opened it.

هر بار که کسی در را باز می‌کرد، چرخ دنگ در آن صدای خنده‌ای ایجاد می‌کرد.

she squeered through the narrow gap to see what was inside.

او از فاصله‌ی باریک خنده‌زدن کرد تا ببیند داخل چه چیزی است.

why do you always squeer at my suggestions?

چرا همیشه به پیشنهاد من خنده می‌زی؟

the paintbrush squeered against the rough surface.

فرش قلم‌ریز در برابر سطح خشن صدای خنده‌ای ایجاد کرد.

he squeered suspiciously at the stranger standing near his car.

او به شخص غریبی که در نزدیکی ماشینش ایستاده بود، با شکوک خنده‌زد.

my grandmother would squeer when she remembered her difficult past.

می‌خندید وقتی به گذشته‌ی دشوارش فکر می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید