squirted

[ایالات متحده]/skwɜːtɪd/
[بریتانیا]/skwɜrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مایعی یا پودری را به طور پیوسته بیرون راندن

عبارات و ترکیب‌ها

squirted juice

آبمیوه اسپری شده

squirted water

آب اسپری شده

squirted cream

خامه اسپری شده

squirted paint

رنگ اسپری شده

squirted ketchup

کتچپ اسپری شده

squirted sauce

سس اسپری شده

squirted liquid

مایع اسپری شده

squirted oil

روغن اسپری شده

squirted foam

کف اسپری شده

squirted gel

ژل اسپری شده

جملات نمونه

the water gun squirted all over the kids at the party.

تفنگ آب تمام کودکان را در مهمانی خیس کرد.

she squirted lemon juice on her fish for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، آب لیمو روی ماهی خود پاشید.

the chef squirted sauce onto the plate before serving.

سرآشپز قبل از سرو، سس را روی بشقاب پاشید.

he squirted some ketchup on his fries.

او مقداری کچاپ روی سیب زمینی سرخ کرده خود پاشید.

the child squirted water at his friends while playing.

کودک در حین بازی، آب را به سمت دوستانش پاشید.

she squirted sunscreen on her arms before going to the beach.

او قبل از رفتن به ساحل، کرم ضد آفتاب را روی دست های خود پاشید.

the mechanic squirted oil into the engine to keep it running smoothly.

مکانیک برای حفظ عملکرد روان موتور، روغن را داخل آن پاشید.

he squirted whipped cream on top of his dessert.

او خامه زده شده را روی دسر خود پاشید.

the paint squirted out of the can unexpectedly.

رنگ به طور غیرمنتظره از داخل قوطی بیرون پرید.

she squirted some perfume before leaving the house.

او قبل از ترک خانه، مقداری عطر پاشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید