energy bursts
ترافیک انرژی
color bursts
تابش رنگ
bursting joy
سرشار از شادی
data bursts
ترافیک داده
light bursts
تابش نور
bursting energy
سرشار از انرژی
sound bursts
ترافیک صدا
bursts forth
به بیرون فوران میکند
bursts of laughter
خندههای پیدرپی
bursts of light
تابشهای نور
the balloon bursts when it is overinflated.
بادکنک زمانی که بیش از حد پر شود، منفجر میشود.
she bursts into laughter at the joke.
او با دیدن این شوخی، ناگهان میخندد.
the crowd bursts into applause after the performance.
بعد از اجرا، جمعیت با تشویق انفجاری پاسخ میدهد.
he bursts with excitement when he sees the surprise.
وقتی متوجه غافلگیری میشود، از هیجان منفجر میشود.
the dam bursts, flooding the entire area.
سد میترکد و کل منطقه را آب گرفتہ میکند.
her emotions burst forth during the conversation.
احساسات او در طول مکالمه فوران میکند.
the fireworks burst into a beautiful display in the sky.
آتشبازیها در آسمان به یک نمایش زیبا تبدیل میشوند.
he bursts with pride after winning the award.
بعد از برنده شدن جایزه، او از افتخار منفجر میشود.
the bubbles burst as they rise to the surface.
حبابها با بالا رفتن به سطح، میترکند.
she bursts out singing in the middle of the street.
او ناگهان شروع به خواندن در وسط خیابان میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید