stabber

[ایالات متحده]/ˈstæbə/
[بریتانیا]/ˈstæbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیء ای که برای چاقو زدن استفاده می شود؛ ابزاری یا سلاحی نوک تیز؛ یک قاتل؛ سوزنی برای سوراخ کردن
Word Forms
جمعstabbers

عبارات و ترکیب‌ها

backstabber

خایه‌زن

stabber attack

حمله با چاقو

knife stabber

فرد چاقوکش

stabber threat

تهدید چاقوکشی

stabber incident

واقعه چاقوکشی

stabber suspect

مشتبه به چاقوکشی

stabber case

موارد چاقوکشی

stabber warning

هشدار چاقوکشی

stabber profile

پروفایل چاقوکش

stabber motive

انگیزه چاقوکشی

جملات نمونه

the stabber was caught on camera during the incident.

افریننده در طول حادثه توسط دوربین ضبط شد.

witnesses described the stabber as wearing a dark hoodie.

شهود توصیف کردند که فرد مهاجم یک هودی تیره به تن کرده است.

the police are searching for the stabber in the neighborhood.

پلیس در حال جستجوی فرد مهاجم در محله است.

after the attack, the stabber fled the scene quickly.

پس از حمله، فرد مهاجم به سرعت از صحنه فرار کرد.

the stabber used a knife to commit the crime.

فرد مهاجم برای ارتکاب جرم از یک چاقو استفاده کرد.

authorities have issued a warning about the stabber.

مقامات در مورد فرد مهاجم هشدار داده اند.

they found the stabber hiding in an abandoned building.

آنها فرد مهاجم را در حال پنهان شدن در یک ساختمان متروکه پیدا کردند.

the motive of the stabber is still unclear.

انگیزه فرد مهاجم هنوز نامشخص است.

the stabber was sentenced to several years in prison.

فرد مهاجم به چند سال زندان محکوم شد.

community members held a vigil for the victim of the stabber.

اعضای جامعه برای قربانی فرد مهاجم یک مراسم یادبود برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید