stagging event
برگزاری رویداد
stagging party
برگزاری مهمانی
stagging night
شب برگزاری
stagging weekend
آخر هفته برگزاری
stagging trip
سفر برگزاری
stagging celebration
برگزاری جشن
stagging dinner
شام برگزاری
stagging getaway
فرار برگزاری
stagging bash
برگزاری جشن بزرگ
stagging gathering
برگزاری گردهمایی
stagging is essential for the success of the project.
برنامهریزی مرحلهای برای موفقیت پروژه ضروری است.
we are stagging the rollout of the new software.
ما در حال برنامهریزی مرحلهای عرضه نرمافزار جدید هستیم.
stagging helps to manage resources effectively.
برنامهریزی مرحلهای به مدیریت مؤثر منابع کمک میکند.
the team is stagging their tasks to meet the deadline.
تیم وظایف خود را به صورت مرحلهای برنامهریزی میکند تا مهلت مقرر را رعایت کند.
stagging allows for better monitoring of progress.
برنامهریزی مرحلهای امکان نظارت بهتر بر پیشرفت را فراهم میکند.
we decided on stagging the event to accommodate more guests.
ما تصمیم گرفتیم رویداد را به صورت مرحلهای برنامهریزی کنیم تا مهمانان بیشتری را جای دهد.
stagging the production process can reduce errors.
برنامهریزی مرحلهای فرآیند تولید میتواند باعث کاهش خطاها شود.
they are stagging the training sessions for new employees.
آنها در حال برنامهریزی مرحلهای جلسات آموزشی برای کارمندان جدید هستند.
stagging the launch will help us gather feedback.
برنامهریزی مرحلهای راه اندازی به ما کمک میکند تا بازخورد جمع آوری کنیم.
effective stagging can lead to increased efficiency.
برنامهریزی مرحلهای مؤثر میتواند منجر به افزایش کارایی شود.
stagging event
برگزاری رویداد
stagging party
برگزاری مهمانی
stagging night
شب برگزاری
stagging weekend
آخر هفته برگزاری
stagging trip
سفر برگزاری
stagging celebration
برگزاری جشن
stagging dinner
شام برگزاری
stagging getaway
فرار برگزاری
stagging bash
برگزاری جشن بزرگ
stagging gathering
برگزاری گردهمایی
stagging is essential for the success of the project.
برنامهریزی مرحلهای برای موفقیت پروژه ضروری است.
we are stagging the rollout of the new software.
ما در حال برنامهریزی مرحلهای عرضه نرمافزار جدید هستیم.
stagging helps to manage resources effectively.
برنامهریزی مرحلهای به مدیریت مؤثر منابع کمک میکند.
the team is stagging their tasks to meet the deadline.
تیم وظایف خود را به صورت مرحلهای برنامهریزی میکند تا مهلت مقرر را رعایت کند.
stagging allows for better monitoring of progress.
برنامهریزی مرحلهای امکان نظارت بهتر بر پیشرفت را فراهم میکند.
we decided on stagging the event to accommodate more guests.
ما تصمیم گرفتیم رویداد را به صورت مرحلهای برنامهریزی کنیم تا مهمانان بیشتری را جای دهد.
stagging the production process can reduce errors.
برنامهریزی مرحلهای فرآیند تولید میتواند باعث کاهش خطاها شود.
they are stagging the training sessions for new employees.
آنها در حال برنامهریزی مرحلهای جلسات آموزشی برای کارمندان جدید هستند.
stagging the launch will help us gather feedback.
برنامهریزی مرحلهای راه اندازی به ما کمک میکند تا بازخورد جمع آوری کنیم.
effective stagging can lead to increased efficiency.
برنامهریزی مرحلهای مؤثر میتواند منجر به افزایش کارایی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید